تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
زندگانى او رخ مىدهد كه تا دست به دامان آن عقل و استعداد خاص نزند نجات نمىيابد و اين نكته‌اى است كه كمتر كسى به آن توجه دارد و يا در نوشته‌هاى خود آورده است ولى امام عليه السلام به‌واسطهء علم گسترده و وسيعش به اين نكته اشاره فرموده است . قابل توجه اين‌كه غالب شارحان نهج‌البلاغه به نكره بودن « عقل » كه اشاره به شاخه‌هاى خاص عقل است توجه نكرده‌اند و نقش عقل را به‌طور كلى در زندگى انسان ستوده و تشريح كرده‌اند در حالى كه منظور امام عليه السلام بيان اهميت عقل در اين گفتار حكيمانه نيست هرچند عقل ازنظر اسلام فوق‌العاده اهميت دارد و در آيات و روايات اشارات گسترده‌اى دربارهء آن آمده بلكه منظور امام عليه السلام اين است كه بسيارى از افراد ، داراى عقل خاصى هستند كه از مواهب الهى است و آن عقل خاص روزى به يارى آن‌ها مىآيد و آن‌ها را از مشكلات مهمى نجات مىدهد ، كه نمونه‌هاى آن عبارت است از : سلمان فارسى داراى يك عقل تجربى درمورد راه دفاع از شهرها از طريق كندن خندق در اطراف آن بود اين عقل همواره در وجود او بود تا جريان جنگ احزاب پيش آمد ، از آن استفاده كرد و نه تنها خودش را نجات داد بلكه لشكر اسلام را نيز از اين طريق محافظت نمود . مرحوم علامهء شوشترى مثال ديگرى در اين‌جا انتخاب كرده ، مىگويد : داستان عابد بنىاسرائيل و آن زن بدكاره كه هشيارى او سبب نجات عابد شد نمونه‌اى از اين كلام است . اين عقل در واپسين روزهاى زندگى به‌كار او آمد كه هم خودش را نجات داد هم ديگرى را . و اين‌كه در قرآن و روايات اسلامى تأكيد بر مشورت شده ممكن است به ملاحظهء همين امر باشد كه هركس داراى عقل و تدبير و هشيارى خاصى است كه به‌هنگام مشورت ظاهر مىشود و ممكن است يكى از آن‌ها مورد قبول همهء