خَلِيقٌ بِأَنْ لَاينْزِلَ بِهِ مَكْرُوهٌ أَبَداً قِيلَ وَ مَا هُنَّ يا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ الْعَجَلَةُ وَ اللَّجَاجَةُ وَ الْعُجْبُ وَ التَّوَانِى
؛ كسى كه بتواند خود را از چهار چيز بازدارد سزاوار است كه هرگز گرفتار حادثهء ناگوارى نشود . عرض كردند : اى اميرمؤمنان آن چهار چيز چيست ؟ فرمود : عجله و لجاجت و خودپسندى و تنبلى » . « 1 »
در برابر روايات مذكور ، در بعضى از روايات ديگر مشاهده مىكنيم كه دستور به عجله داده شده است ازجمله در حديثى امام باقر عليه السلام مىفرمايد : «
مَنْ هَمَّ بِشَىءٍ مِنَ الْخَيرِ فَلْيعَجِّلْهُ فَإِنَّ كُلَّ شَىءٍ فِيهِ تَأْخِيرٌ فَإِنَّ لِلشَّيطَانِ فِيهِ نَظْرَةً
؛ كسى كه تصميم به كار خيرى گرفت بايد در آن شتاب كند زيرا بههنگام تأخير ، شيطان ممكن است در آن وسوسه كند و آن را ( براى هميشه ) به عقب بيندازد » . « 2 »
بديهى است كه هيچگونه تضادى بين اينگونه از روايات نيست . عجلهء مذموم در جايى است كه انسان بدون فراهم شدن مقدمات و امكانات شتاب كند و نيروى خود را به هدر دهد و عجلهء ممدوح آن است كه هرگاه تمام مقدمات و امكانات فراهم شد به تأخير نيندازد زيرا شياطين انس و جن ممكن است در آن موانعى ايجاد كنند .
درمورد نكوهش از دستدادن فرصتها نيز روايات فراوانى از معصومين عليهم السلام در كتب مختلف نقل شده است ازجمله در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم :
« تَرْكُ الفُرَصِ غُصَصٌ
؛ از دست دادن فرصتها سبب انواع غصههاست » . « 3 »
در حديث ديگرى از اميرمؤمنان عليه السلام آمده است : «
مَنْ أَخَّرَ الْفُرْصَةَ عَنْ وَقْتِهَا فَلْيكُنْ عَلَى ثِقَةٍ مِنْ فَوْتِهَا
؛ كسى كه بهموقع از فرصت استفاده نكند مطمئن باشد كه فرصت از دست خواهد رفت » . « 4 »
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 62 ، ح 144 .
( 2 ) . كافى ، ج 2 ، ص 143 ، ح 9 .
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 74 ، ص 167 ، ح 192 .
( 4 ) . ميزان الحكمة ، ج 8 باب التحذير من اضاعة الفرص .