در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله خدمات بزرگى به اسلام كردند و همهجا از آنها به نيكى ياد مىشد ولى در زمان على عليه السلام بيعت او را شكستند و شمشير به روى امام وقت خود كشيدند و براى بهدست آوردن مقام ، جنگ جمل را به راه انداختند كه گروه زيادى از مسلمانان در آن جنگ كشته شدند و خود آنها نيز به قتل رسيدند .
در ذيل آيهء شريفهء 175 سورهء اعراف نيز داستان مردى از بنىاسرائيل در تفاسير مختلف نوشته شده است كه نخست در صف مؤمنان بود و حامل آيات و علوم الهى شده بود سپس از اين مسير گام بيرون نهاد و شيطان به وسوسهء او پرداخت و عاقبت كارش به گمراهى و بدبختى كشيده شد . « « وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِى آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ » ؛ و بر آنها بخوان سرگذشت آنكس را كه آيات خود را به او داديم ؛ ولى ( سرانجام ) خود را از آن تهى ساخت و شيطان درپى او افتاد ، و از گمراهان شد ! » .
مفسران نام اين شخص را بلعم باعورا نوشتهاند كه دانشمند مهمى بود ولى سرانجام براثر دنياپرستى منحرف گشت .
آنگاه در دومين جمله مىفرمايد : « براى بدترين افراد اين امت نيز نبايد از رحمت خداوند مأيوس شد زيرا خداوند متعال مىفرمايد : از رحمت خدا جز كافران مأيوس نمىشوند » ؛ (
وَلَا تَيْأَسَنَّ لِشَرِّ هذِهِ الْأُمَّةِ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ لِقَوْلِهِ تَعَالَى :
« إِنَّهُ لَايَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ »
) . دليل آن هم روشن است . چون بدترين افراد ممكن است روزى متنبه شوند و در مقام توبه و انابه برآيند و مشمول رحمت الهى گردند .
همانگونه كه در جملهء دوم منظور امام عليه السلام اين نيست كه بدترين افراد در حالى كه توبه نكردهاند و تغيير مسير ندادهاند مشمول رحمت حق مىشوند ، در جملهء اول نيز به قرينهء مقابله همين است كه بهترين افراد ممكن است تغيير مسير دهند و گرفتار عذاب الهى شوند .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٣٧