كفّار جاى داشتيد ؟ ! ) » گفتند : « ما در سرزمين خود ، تحت فشار و مستضعف بوديم » . آنها - فرشتگان - گفتند : « مگر سرزمين خدا ، پهناور نبود كه مهاجرت كنيد ؟ ! » آنها ( عذرى نداشتند ، و ) جايگاهشان دوزخ است ، و سرانجام بدى دارند » .
قابل توجه است كه در غررالحكم ( همانگونه كه در مصادر ذكر شد ) اين كلام شريف به اين صورت نقل شده است :
( إنَّ مِنَ النّعْمَةِ تَعَذُّرُ الْمَعاصي )
و اين واقعاً نعمتى الهى است كه انسان بايد شكر آن را بگزارد همانگونه كه سعدى مىگويد :
چگونه شكر اين نعمت گزارم * كه زور مردمآزارى ندارم
حافظ نيز مىگويد :
من از بازوى خود دارم بسى شكر * كه زور مردمآزارى ندارم
يكى از شعراى معاصر ، كلام امام عليه السلام را به اين صورت ترجمه كرده و مىگويد :
گر دسترست نيست به كارى كه خطاست * اين نيز نشانهاى ز الطاف خداست
گر عاجزى از اينكه گناهى بكنى * كن شكر كه اين عجز هم از نعمتهاست
ابن ابىالحديد حديث ديگرى در اين زمينه مشابه آن نقل كرده است :
« إِنَّ مِنَ الْعِصْمَةِ أنْ لا تَجِدَ ؛
نوعى از عصمت اين است كه وسايل گناه را در اختيار نداشته باشى » .
پيام ديگرى كه اين گفتار حكيمانه دارد اين است كه حاكمان جامعه براى دور ماندن مردم از گناه ، كارى كنند كه اسباب معصيت از ميان آنها برچيده شود و به اصطلاح روز ، از طريق اقداماتى تأمينى و تربيتى ، جامعه را از گناه دور دارند .
* * *