شرح و تفسير نقش سلطان عادل
امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه به نكتهء مهمى اشاره دارد و مىفرمايد : « سلطان ( عادل ) پاسدار الهى در زمين اوست » ؛
( السُّلْطَانُ وَزَعَةُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ )
. اشاره به اينكه وجود قوانين و دستورات الهى به تنهايى براى جلوگيرى از نافرمانىها و گناهان و ظلم ظالمان و تجاوز متجاوزان كافى نيست ، بلكه نيروى بازدارندهاى لازم است كه افراد متخلف را از كار خود بازدارد و آن قدرت حاكم عادل است .
« سلطان » ، هم به معناى قدرت و سلطه مىآيد ؛ مانند آيهء « إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ » ؛ سلطهء شيطان تنها بر كسانى است كه ولايت او را پذيرفتهاند و به خدا مشرك مىشوند . ( و از شيطان پيروى مىكنند ) » . « 1 » و هم به معناى صاحب قدرت ؛ مانند آنچه در روايت عمر بن حنظله آمده است كه دو نفر از شيعيان با هم اختلاف داشتند
« فَتَحَاكَمَا إِلَى السُّلْطَانِ وَإِلَى الْقُضَاةِ ؛
آنها داورى را نزد سلطان و نزد قضاةِ ( او ) بردند » . « 2 » كه امام عليه السلام فرمود : كار درستى نيست سپس دستورى براى داورى صحيح صادر فرمود .
روشن است كه منظور از واژهء سلطان در كلام حكيمانهء مورد بحث ، همان
هامش
( 1 ) . نحل ، آيهء 100
( 2 ) . كافى ، ج 1 ، ص 67 ، ح 10