و هر گناهى مىخواهى انجام ده » . « 1 »
در اين حديث منطق روشنى به كار رفته است و آن اينكه انسان در پنج موقف گرفتار است كه هر يك از آنها براى ترك گناه كافى است : از يكسو دائماً بر سر خوان نعمت خدا نشسته و از رزق او استفاده مىكند . آيا با اين حال وجدان انسانِ بيدار اجازه مىدهد گناهى كند ؟
ديگر اينكه دائماً تحت سرپرستى خداست و خدا فرشتگانى را براى حفظ او مأمور كرده است . آيا شرمآور نيست كه انسان تحت اين حفاظت به معصيت مولايش بپردازد ؟
سوم اينكه تمام عالم ، محضر خداست آيا شرمآور نيست كه انسان در محضر او مرتكب گناه شود ؟
چهارم و پنجم اينكه انسان گنهكار چه بخواهد و چه نخواهد روزى به دست ملك الموت قبض روح مىشود و در عرصهء محشر به حساب او مىرسند و او را مجازات خواهند كرد . آيا مىتواند در مقابل فرشتهء مرگ مقاومت كند و يا بر مالك دوزخ غلبه نمايد ؟ حال كه خود را اسير چنگال آنها مىبيند چگونه به خود اجازه مىدهد آشكارا به مخالفت فرمان خدا برخيزد و آلودهء انواع گناهان شود ؟ فكر كردن در اين امور براى بازداشتن انسان از گناه ، به يقين كافى است .
* * *
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 126 ، ح 7