شرح و تفسير با نعمتهايش او را معصيت مكن
امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه به نكتهء مهمى اشاره مىكند و آن اينكه « انسان در برابر نعمتهايى كه خداوند به وى داده كمترين وظيفهاش اين است كه نعمتهايش را وسيلهء معصيت او قرار ندهد » ؛
( أَقَلُّ مَا يَلْزَمُكُمْ لِلَّهِ أَلَّا تَسْتَعِينُوا بِنِعَمِهِ عَلَى مَعَاصِيهِ )
. نافرمانى مولا هميشه زشت است ، ولى زشتترين حالات نافرمانى و عصيان اين است كه انسان نعمتهاى او را وسيلهء نافرمانى وى قرار دهد .
در بعضى از تواريخ آمده است « سبكتكين » كه از كاركنان عزالدوله بختيار بود بر ضد او خروج كرد . « صابى » نويسندهء معروف از طرف عز الدوله نامهاى به او نوشت كه اى كاش مىدانستم با چه وسيلهاى بر ضد ما قيام كردهاى ، در حالى كه پرچم ما بالاى سرت در اهتزاز است و بردگان ما در طرف راست و چپ تو قرار دارند و اسبهاى سوارى تو علامت ما را بر خود دارند و لباسهايى كه بر تن دارى بهوسيلهء ما بافته شده است و سلاحهايى كه براى دشمنانمان تهيه كرده بوديم در دست توست . « 1 »
از اين مثال تاريخى به خوبى روشن مىشود كه چه اندازه زشت است كه انسان مشمول نعمتى از سوى ديگرى شود و همان نعمت را بردارد و بر ضد او اقدام كند .
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 19 ، ص 242