هرچند صادقانه باشد در برابر انسان ديگر ، خلاف عزت و كرامت انسانى است .
چه بهتر كه انسان مرتكب خلافى نشود و در برابر ديگران عزيز و سربلند باشد .
در حديث ديگرى كه علامهء مجلسى رحمه الله آن را در بحارالانوار از امام على بن ابىطالب عليه السلام آورده مىخوانيم :
« إِيَّاكَ وَمَا تَعْتَذِرُ مِنْهُ فَإِنَّهُ لا يُعْتَذَرُ مِنْ خَيْر ؛
از چيزى كه براى آن عذرخواهى خواهى كرد بپرهيز ، زيرا انسان از كار خير عذرخواهى نمىكند . ( حتماً كار بدى بوده است كه از آن عذر مىخواهد ) » . « 1 »
در حديث ديگرى از امام حسين بن على عليه السلام مىخوانيم :
« إِيَّاكَ وَمَا تَعْتَذِرُ مِنْهُ فَإِنَّ الْمُؤْمِنَ لا يُسِيءُ وَلا يَعْتَذِرُ وَالْمُنَافِقُ كُلَّ يَوْمٍ يُسِيءُ وَيَعْتَذِرُ ؛
از كارى كه موجب مىشود از آن عذرخواهى كنى بپرهيز ، زيرا مؤمن نه كار بد مىكند و نه عذرخواهى ، و منافق هميشه كار بد مىكند و از آن عذرخواهى مىنمايد » . « 2 »
در نامهء اميرمؤمنان عليه السلام به « حارث همدانى » كه در بخش نامههاى نهجالبلاغه آمده بود خوانديم كه مىفرمايد :
« وَاحْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ إِذَا سُئِلَ عَنْهُ صَاحِبُهُ أَنْكَرَهُ أَوْ اعْتَذَرَ مِنْهُ ؛
از هر كارى كه اگر از صاحب آن دربارهء آن سؤال شود انكار يا عذرخواهى مىكند بپرهيز » . « 3 »
از تمام اين روايات كه مفهوم گفتار حكيمانهء مورد بحث را با تعبيرات گوناگون بيان مىكند استفاده مىشود كه انسان مؤمن آگاه نبايد به سراغ كارى برود كه او را براى عذرخواهى سرافكنده سازد .
از كلام حكيمانهء فوق استفاده مىشود كه عذر نيز بر دو گونه است : عذر صادق و عذر كاذب . عذر صادق آن است كه صدور خطا از انسان به سبب مشكلى از مشكلات عرفيه باشد كه انسان را در تنگنا قرار داده و به سبب آن مرتكب خطايى شده است و گاهى براثر عدم دقت و عدم مطالعه در عواقب كار
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 68 ، ص 369
( 2 ) . همان ، ج 75 ، ص 120
( 3 ) . نهجالبلاغه ، نامهء 69