و هيچ حضور قلب و نشاطى در آن نباشد سبب ارتقاء روح و قرب به پروردگار و وصول به اهداف عالى نخواهد شد و چه بسا اگر مستحبات را در چنين حالى به خود تحميل كند هم به واجبات ضرر بزند و هم حالت تنفر از مستحبات براى او حاصل شود كه هر دو ضايعهء بزرگى است .
شبيه همين گفتار حكيمانه در حكمت 193 با كمى تفاوت گذشت و همانگونه كه به هنگام ذكر سند گفتيم ، اين حديث شريف از رسول اكرم صلى الله عليه و آله با كمى تفاوت به اين صورت آمده است :
« إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَإِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَتَنَفَّلُوا وَإِذَا أَدْبَرَتْ فَعَلَيْكُمْ بِالْفَرِيضَةِ »
. « 1 »
همچنين شبيه اين كلام حكيمانه در حكمت 278 گذشت آنجا كه فرمود :
« قَلِيلٌ تَدُومُ عَلَيْهِ أَرْجَى مِنْ كَثِيرٍ مَمْلُولٍ مِنْهُ ؛
عمل كمى كه با نشاط آن را تداوم بخشى اميدواركنندهتر از عملى است كه بسيار و خسته كننده است » .
نكتهء اصلى اينجاست كه اسلام به كيفيت عمل بيش از كميت آن اهميت مىدهد ، ازاينرو در آيهء دوم سورهء « ملك » مىخوانيم : « الَّذِى خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ » ؛ آنكس كه مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدام يك از شما بهتر عمل مىكنيد ، و او شكستناپذير و بخشنده است » .
در اين آيهء شريفه به حُسن عمل اهميت داده شده است ، نه به كثرت عمل . به همين دليل امام صادق عليه السلام در حديثى به اين نكته توجه داده و مىفرمايد :
« لَيْسَ يَعْنِي أَكْثَرَ عَمَلًا وَلَكِنْ أَصْوَبَكُمْ عَمَلًا ؛
منظور اين نيست كه عمل فرد بيشتر باشد ، بلكه مقصود آن است كه كداميك صحيحتر و كاملتر عمل مىكنيد » . « 2 »
به بيان ديگر ، روح عمل ، حضور قلب و توجه به خدا و اخلاص است و اين
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 3 ، ص 454 ، ح 16
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 16 ، ح 4