مُغَيِّرِينِ لِسُنَّتِهِ وَلَوْ حَمَلْتُ النَّاسَ عَلَى تَرْكِهَا وَحَوَّلْتُهَا إِلَى مَوَاضِعِهَا وَإِلَى مَا كَانَتْ فِي عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله لَتَفَرَّقَ عَنِّي جُنْدِي حَتَّى أَبْقَى وَحْدِي أَوْ قَلِيلٌ مِنْ شِيعَتِي ؛
زمامداران پيش از من كارهايى انجام دادند كه بر خلاف سنت رسول خدا صلى الله عليه و آله بود .
عامدانه راه خلاف رفتند و نقض عهد آن حضرت كردند و سنتش را تغيير دادند و اگر من مردم را وادار به ترك آنها كنم و آنها را به حال اول و به همان چيزى كه در عهد رسول خدا صلى الله عليه و آله بود بازگردانم ، لشكرم از اطراف من پراكنده مىشود تا آنجا كه تنهاى تنها مىمانم و يا كمى از شيعيان من با من مىمانند » . « 1 »
اين بدعتها زياد بودند كه به بخشى از آنها اشاره مىشود :
تبعيض ميان عرب و عجم كه در زمان عمر واقع شد و بيتالمال را ميان مسلمانان يكسان تقسيم نكرد .
مخالفت با حج تمتع و ازدواج موقت كه در عبارت معروف از او نقل شده است :
« مُتْعَتانِ كانَتا في عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله وَأنا أنْهي وَأُعاقِبُ عَلَيْهِما »
كه با تعبيرات متفاوتى در كتب زيادى نقل شده است .
خواندن نماز تراويح ( نمازهاى مستحب شب ماه رمضان كه بايد فرادى خوانده شود و او دستور داد به صورت جماعت بخوانند ) .
گفتن « الصَّلاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ » در اذان صبح كه به گفتهء ابن ابى شيبه در كتاب مصنف خود ، عمر شنيد كه مؤذن او به هنگام اذان صبح مىگويد : « الصَّلاةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ » ، عمر از اين جمله خوشنود شد و به مؤذن خود گفت : « أقِرّها في أذانِكَ ؛ آن را در اذان ( صبحِ ) خود همواره بگو » . « 2 »
همچنين حذف « حَىّ عَلى خَيْرِ الْعَمَلِ » از اذان به بهانهء اينكه اگر مردم نماز را بهترين كار بشمرند ممكن است به جهاد اهميت ندهند . در روايت معروفى آمده
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 8 ، ص 59
( 2 ) . المصنف ، ج 1 ، ص 236