تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 796

مساهمون:

ص٧٩٦
امام عليه السلام در طول كلماتى كه از نهج البلاغه از آن حضرت نقل شده بىاعتنايى خود را به مقامات دنيوى و مواهب آن با تعبيرات مختلفى بيان كرده كه هر كدام از ديگرى گوياتر و فصيح‌تر است . در خطبهء « شقشقيه » چنين بيان فرمود : « وَلَأَلْفَيْتُمْ دُنْياكُمْ هذِهِ أَزْهَدَ عِنْدي مِنْ عَفْطَةِ عَنْزٍ » « 1 » ( اگر براى احقاق حقوق مظلومان نبود مهار ناقهء خلافت را بر پشتش مىافكندم و رهايش مىساختم و در آن هنگام ) در مىيافتيد كه ارزش اين دنياى شما در نظر من از آب بينى بز كمتر است . در خطبهء 224 آمده است كه مىفرمايد : « وَإنَّ دُنْياكُمْ عِنْدي لَأهْوَنُ مِنْ وَرَقَةٍ في فَمِ جَرادَةٍ تَقْضَمُها ؛ اين دنياى ( پر زرق و برق ) شما در نظر من از برگ جويده‌اى كه در دهان ملخى باشد خوارتر و بىارزش‌تر است . در مقدمهء خطبهء 33 خوانديم كه ابن عباس مىگويد : در منطقهء « ذىقار » خدمت امام عليه السلام رسيدم در حالى كه پارگى كفش خود را مىدوخت ، حضرت رو به من كرد و گفت : قيمت اين كفش چقدر است ؟ من عرض كردم : قيمتى ندارد . فرمود : « وَاللَّهِ لَهِىَ أحَبُّ الَىَّ مِنْ إمْرَتِكُمْ إلّاأنْ أُقيمَ حَقّاً أوْ أدْفَعْ باطِلًا ؛ به خدا قسم اين كفش بىارزش در نظر من محبوب‌تر از فرمانروايى بر شماست مگر اين‌كه با اين حكومت حقى را به پا دارم يا باطلى را دفع كنم » . « 2 » تعبيرات ديگرى از اين قبيل هست كه همه حاكى از بىاعتنايى و عدم وابستگى آن امام بزرگوار به مواهب مادى دنياست . مرحوم علامهء مجلسى در بحارالانوار حديث بسيار مشروحى دربارهء فضايل اميرمؤمنان على عليه السلام نقل كرده كه در پايان آن به حوادث ايام شهادت آن حضرت‌اشاره شده است ؛ وى نقل مىكند : « يك روز پيش از آنكه امام عليه السلام به شهادت
هامش
( 1 ) . نهج‌البلاغه ، خطبهء 3 معروف به شقشقيه . ( 2 ) . همان ، خطبهء 33 .