كمترين ارزشى براى او ندارد و اگر همه چيز را از او بگيرند و سلامتى را به او باز گردانند به يقين خوشحال خواهد شد .
آرى . بعد از ايمان و عقل كه از نعمتهاى معنوى است برترين نعمت مادى سلامت جسم است كه حسود آن را به آسانى از دست مىدهد .
بعضى از شارحان نهجالبلاغه معناى ديگرى براى اين كلام مولا ارائه كردهاند كه بسيار بعيد به نظر مىرسد و آن اينكه امام عليه السلام مىفرمايد : چرا حاسدان نسبت به مال و جاه ديگران حسادت مىورزند ؟ چرا نسبت به سلامتى آنها كه از مال و جاه برتر است حسودى ندارند ؟ اين در واقع كنايه از اهميت نعمت سلامتى است .
روشن است كه هدف مولا اين نيست ، زيرا معناى اين سخن آن مىشود كه حسودان را تشويق كنيم بر سلامتى ديگران حسادت بورزند . از سويى ديگر حسادت در جايى است كه انسان فاقد نعمتى باشد و ديگرى را واجد آن بداند و با توجه به اينكه حاسدان غالباً از سلامت برخوردارند ، حسادت نسبت به سلامتى ديگران معنا ندارد .
آنچه تفسير اول را تأييد و تثبيت مىكند روايات فراوانى است كه در نهجالبلاغه يا كتب ديگر از اميرمؤمنان عليه السلام نقل شده است . از جمله در حكمت 256 مىخوانيم :
« صِحَّةُ الْجَسَدِ ، مِنْ قِلَّةِ الْحَسَدِ
؛ صحت بدن بر اثر كمى حسد حاصل مىشود » . « 1 »
در حديث ديگرى كه مرحوم علامهء مجلسى در بحارالانوار نقل كرده است مىفرمايد :
« الْحَسَدُ لا يَجْلِبُ إلَّامَضَرَّةً وَغَيْظاً يُوهِنُ قَلْبَكَ وَيُمِرّضُ جِسْمَكَ
؛ حسد جز زيان و خشمى كه قلب تو را سست مىكند و بدنت را بيمار مىسازد به بار نمىآورد » . « 2 »
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، حكمت 256 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 70 ، ص 256 .