مشكل انسان از آنجا شروع مىشود كه حضور نظارت خدا را در اعمال و گفتارش در همه حال فراموش كند و مرگ را به دست نسيان بسپارد . عجيب اين است كه در زندگى معمولى دنيا اگر تبهكاران احساس كنند مأموران انتظامى در جايى حضور دارند و آنها را دستگير مىكنند و به دادگاه تحويل مىدهند قطعاً دست به كار خلافى نمىزنند ؛ حضور پليس از يك طرف و دادگاهى كه در انتظار است از طرفى ديگر آنها را از اعمالشان باز مىدارد . تنها به جايى مىروند كه پليس حضور نداشته نباشد و يا اگر گرفتار شوند مدركى در دادگاه براى اعمال خلاف آنها به دست قضات نيفتد . با اين حال چگونه ممكن است انسان ايمان به خدايى داشته باشد كه از رگ قلب يا رگ گردنش به او نزديكتر است و در همه جا فرشتگان الهى مراقب اعمال او هستند و همه را ثبت و ضبط مىكنند . به علاوه دادگاه قيامت قطعى و يقينى است . چگونه ايمان به اين امور با آلودگى به ظلم و گناه مىسازد ؟
مرحوم علامهء مجلسى در حديثى از اميرمؤمنان نقل مىكند كه ضمن خطبهء مفصلى معروف به خطبهء « ديباج » فرمود :
« وَأفيضُوا في ذِكْرِ اللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ فَإنَّهُ أحْسَنُ الذّكْرِ وَهُوَ أمانٌ مِنَ النّفاقِ وَبَرائَةٌ مِنَ النّارِ وَتَذْكيرٌ لِصاحِبِهِ عِنْدَ كُلّ خَيْرٍ يَقْسِمُهُ اللَّهُ جَلَّ وَعَزَّ وَلَهُ دَوِىٌّ تَحْتَ الْعَرْشِ
؛ بشتابيد به سوى ذكر خداى متعال كه بهترين ذكر است و انسان را از نفاق در امان مىدارد و سبب برائت از آتش دوزخ است و نعمتهايى را كه خدا به او مىدهد يادآورى مىكند و اين ذكر صدايى در زير عرش خدا طنينانداز دارد » . « 1 »
در حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم :
« أكْثِرُوا ذِكْرَ الْمَوْتِ فَإنَّهُ يُمَحّصُ الذُّنُوبَ وَيَزْهَدُ فِى الدُّنْيا
؛ زياد به ياد مرگ باشيد كه گناهان را محو مىكند و انسان را نسبت به زرق و برق دنيا بىاعتنا مىسازد » . « 2 »
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 74 ، ص 291 .
( 2 ) . مجموعه ورام ، ج 1 ، ص 269 .