تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
چنين نيست . بلكه شما شريك در همكارى و كمك در برابر مشكلات و رنج‌ها هستيد . اين در حالى بود كه « زبير » شك نداشت كه على عليه السلام حكومت عراق را به او مىسپارد و حكومت يمن را به « طلحه » . هنگامى كه براى آنها روشن شد كه على عليه السلام حكومتى را به آنها نمىسپارد شكايت خود را از آن حضرت آشكار ساختند « زبير » در ميان جمعيتى از قريش گفت : « هذا جَزائُنا مِنْ عَلِىّ قُمْنا لَهُ في أمْرِ عُثْمانَ حَتّى أثْبَتْنا عَلَيْهِ الذَّنْبُ وَسَبَبْنا لَهُ الْقَتْلُ وَهُوَ جالِسٌ في بَيْتِهِ وَكَفَى الْأمْرُ فَلَمّا نالَ بِنا ما أرادَ جَعَلَ دُونَنا غَيْرَنا ؛ اين پاداش ماست از سوى على ! ما در كار عثمان به نفع او قيام كرديم و گناهكارى او را ثابت نموديم و عوامل قتل او را فراهم ساختيم در حالى كه على در خانهء خود نشسته بود و ما مشكل را حل كرديم ؛ اما هنگامى كه به وسيلهء ما به مقصودش رسيد ( و حكومت را در اختيار گرفت ) ديگران را بر ما مقدم داشت . « 1 » از اين عبارت به خوبى روشن مىشود كه آنها واقعاً اهل توطئه و سياست‌هاى مكارانه و دور از تقوا و پرهيزگارى بودند و اين‌كه بعضى گمان مىكنند خوب بود على عليه السلام مقامى به آنها مىداد تا ساكت شوند اشتباه بزرگى است ؛ آنها نه صلاحيت و شايستگى و تقوا براى فرماندارى و استاندارى كشور اسلام داشتند و نه به آن قانع بودند . دست در دست معاويه داشتند و مىخواستند حكومت بر مسلمانان را به زور و از طريق دغل‌كارى به چنگ آورند و تقواى اميرمؤمنان على عليه السلام هرگز پذيراى چنين مطلبى نبود . در ذيل روايت بالا نيز آمده است كه على عليه السلام هنگامى كه از سمپاشىهاى طلحه و زبير آگاه شد به ابن عباس فرمود : تو چه پيشنهاد مىكنى ؟ ابن عباس گفت : من چنين فكر مىكنم كه آنها عاشق حكومت‌اند ؛ بصره را به زبير بسپار و كوفه را به طلحه . امام عليه السلام خنديد فرمود : واى بر تو ! در كوفه و بصره
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 70 و 71 .