بسيار وحشتناك انجام داده بود بعد از پذيرش اسلام بخشيد و هنگامى كه به مدينه آمد و خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و اسلام را ظاهراً پذيرفت حضرت او را عفو كرد ولى فرمود : در اينجا نمان ، زيرا ديدن تو خاطرهء شهادت عمويم حمزه را در نظرم زنده مىكند . « وحشى » از آنجا به شام رفت و در آنجا ماند . « 1 »
قرآن مجيد يكى از صفات بهشتيان و پرهيزگاران را كظم غيظ ( فرو خوردن خشم ) و سپس عفو و گذشت مىشمارد و مىفرمايد : « وَسارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقينَ * الَّذينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكاظِمينَ الْغَيْظَ وَالْعافينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ » ؛ و شتاب كنيد براى رسيدن به آمرزش پروردگارتان ؛ و بهشتى كه وسعت آن ، آسمانها و زمين است ؛ و براى پرهيزگاران آماده شده است . ( همان ) كسانى كه در توانگرى و تنگدستى ، انفاق مىكنند ؛ و خشم خود را فرو مىبرند ؛ و از خطاى مردم درمىگذرند ؛ و خدا نيكوكاران را دوست دارد » . « 2 »
مسئلهء عفو و گذشت در اسلام به قدرى اهميت دارد كه علاوه بر آيات فراوانى از قرآن ، در روايات معصومان نيز بازتاب گستردهاى دارد ؛ از جمله در حديثى از رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم :
« إذا كانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ نادى مُنادٍ : مَنْ كانَ أجْرُهُ عَلَى اللَّهِ فَلْيَدْخُلِ الْجَنَّةَ
؛ كسى كه پاداش او بر خداست وارد بهشت شود »
« فَيُقالُ :
مَنْ ذَا الَّذي أجْرُهُ عَلَى اللَّهِ
؛ گفته مىشود چه كسى است كه پاداش او بر خداست »
« فَيُقالُ الْعافُونَ عَنِ النّاسَ فَيَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسابٍ
؛ گفته مىشود كسانى كه مردم را عفو كردهاند و آنها بدون حساب وارد بهشت مىشوند » . « 3 »
در حديث ديگرى از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم :
« الْعَفْوُ تاجُ الْمَكارِمِ
؛ عفو
هامش
( 1 ) . استيعاب ، ج 4 ، ص 1564 شرح حال « وحشى بن حرب » .
( 2 ) . آل عمران ، آيات 133 و 134 .
( 3 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 379 ، ذيل آيهء 40 سورهء شورى .