به اين ترتيب در هيچ حال ، انتقامجويى عاقلانه و صحيح نيست .
امام عليه السلام با اين تعبير لطيف مىخواهد مردم را به ترك انتقام فراخواند همان چيزى كه آتشهايى بر مىفروزد و گاه سرچشمهء جنگهاى خونين و گسترده و دامنهدار مىشود .
خود امام عليه السلام نمونهء كاملى از اين معنا بود :
در داستان جنگ جمل هنگامى كه بر دشمنان پيروز شد فرمان عفو آنها را صادر كرد و عايشه را كه از گردانندگان اصلى اين جنگ بود با احترام به مدينه باز گرداند .
داستان عفو امام عليه السلام از « عمرو بن عاص » هنگامى كه در ميدان صفين در چنگ او گرفتار شده بود و براى نجات خويشتن خود را برهنه و عريان ساخت معروف است .
از آن معروفتر داستان توصيههاى او دربارهء قاتل خويش « عبدالرحمان ملجم مرادى » كه به فرزندان خود سفارش كرد آب و غذا و وسيلهء استراحت اين زندانى را فراهم كنند و فرمود : اگر زنده بمانم خود مىدانم با او چگونه رفتار كنم و اگر شما هم عفو كنيد بهتر است و اگر ( مصلحت عموم مردم ايجاب كرد كه ) لازم بدانيد او قصاص شود تنها را با يك ضربه وى را قصاص كنيد همانگونه كه او يك ضربه بر من وارد كرد .
اميرمؤمنان على عليه السلام اين درس را از استادش پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آموخته بود كه نمونهء روشن آن عفو عمومى حضرت در داستان فتح مكه است ، در حالى كه آنها قاتلان اصحاب و ياران پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بودند و در سيزده سال كه حضرت در مكه بود ظلم و جنايت فراوانى در حقش روا داشتند و در ساليانى كه در مدينه بود آتش جنگهايى بر ضدش برافروختند ؛ ولى حضرت با يك فرمان عمومى ، همه را را عفو كرد و حتى « وحشى » قاتل معروف عمويش « حمزه » را كه جنايتى
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 514
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥١٤