و ابوبكر را به خلافت منصوب نمودند در حالى كه اگر منظور آنها شوراى صحابهء پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله بوده است اكثريت قاطع صحابه غايب بودند شورايى بود بسيار محدود و شتابزده كه با نقشهء قبلى ترسيم شده بود . امام عليه السلام مىفرمايد : به فرض اينكه خلافت نياز به نص پيغمبر از سوى خداى متعال نداشته باشد و از طريق شورا انجام شود شوراى سقيفه هرگز صلاحيت براى اين كار نداشت .
بيت دوم اشاره به استدلالى است كه عمر در برابر طايفهء انصار داشت . آنها گفتند : ما براى خلافت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله شايستهتريم و به فرض كه اصرار داشته باشيد شما هم در خلافت سهيم باشيد يك نفر از سوى ما و يك نفر از سوى شما امر خلافت را اداره كنند ؛ ولى عمر براى عقب راندن گروه انصار گفت : كسى اولويت دارد كه با پيغمبر صلى الله عليه و آله قرابت داشته باشد و ما قرابت و خويشاوندى با آن حضرت داريم نه شما . امام عليه السلام در برابر اين سخن مىفرمايد : اگر قرابت معيار اولويت باشد فرد ديگرى ( اشاره به خود آن حضرت است ) از ابوبكر بسيار نزديكتر و اقرب است .
امام عليه السلام در خطبهء 67 نيز به اين معنا اشاره كرده مىفرمايد : « آنها به شجره ( درخت ) استدلال كردند اما ثمره و ميوهاش را ضايع نمودند ؛
احتَجُّوا بِالشَّجَرَةِ ، وَأضاعُوا الثَّمَرَةَ »
. دربارهء ماجراى پرغوغاى سقيفهء بنى ساعده و حوادثى كه در آن گذاشت و مطالب بسيار سؤال برانگيز كه در آن بود به طور مشروح در جلد سوم از همين كتاب در ذيل خطبهء 67 ( با استفاده از مدارك و منابع معروف اهل سنت ) سخن گفتيم .
* * *
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 489
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٨٩