تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
به تو خرده مىگيرند اگر سهمى از آن ( غنايم ) به آنها داده شود راضى مىشوند و اگر چيزى به آنها داده نشود خشمگين مىشوند ( هر چند حقى نداشته باشند ) » در اين ماجرا يكى از حاضران ( عمر بن خطاب ) از پيامبر صلى الله عليه و آله اجازه خواست گردن او را بزند ، ولى پيامبر صلى الله عليه و آله او را از اين كار باز داشت و فرمود : او را رها كن او در آينده پيروانى پيدا خواهد كرد كه از دين خدا خارج مىشوند ، همان‌گونه كه تير از كمان رها مىشود . آنها گروهى خواهند بود كه ( به ظاهر ) نماز و روزهء خود را در برابر نماز و روزهء آنان ناچيز خواهيد شمرد . قرآن ( بسيار ) مىخوانند ولى از شانه و گلوگاهشان فراتر نمىرود . اميرمؤمنان به پيروان خود پيش از جنگ نهروان خبر داده بود كه آن مرد در ميان خوارج است و كشته خواهد شد ؛ ولى بعد از جنگ جسد او را پيدا نكردند . امام عليه السلام فرمود : نه من دروغ گفته‌ام و نه آن كسى كه به من خبر داده به من دروغ گفته است ناگهان مردى آمد عرض كرد : اى اميرمؤمنان جنازهء او را يافتيم . امام عليه السلام به سجده افتاد و خدا را شكر گفت . « 1 » از اين جمله ( علاوه بر احاديث فراوان ديگر ) به خوبى استفاده مىشود كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله اخبار غيبى فراوانى مربوط به حوادث آينده به اميرمؤمنان على عليه السلام داده بود و امام عليه السلام نيز با اعتماد و يقينى كه به اخبار پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله داشت ، آنها را در حوادث مختلف بازگو مىكرد و هر گاه كسى در آن ترديد مىنمود مىفرمود : « نه من دروغ مىگويم و نه آن كسى كه به من خبر داده دروغ گفته است » و اين حوادث عيناً رخ مىداد و گاه كه يكى از ياران آن حضرت سؤال كرد كه اى اميرمؤمنان شما داراى علم غيب هستيد امام خنديد و در جواب براى اسكات او فرمود : « لَيْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَيْبٍ ، وَ إنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِي عِلْمٍ ؛ اين علم غيب
هامش
( 1 ) . شرح بيشتر را در اين باره در جلد هفتم همين كتاب ص 490 و مصادر نهج‌البلاغه ، ج 4 ، ص 149 جست‌وجو كنيد .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 458 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي