آمادگى داردم . ابليس گفت : از كجا به سراغ او مىروى ؟ گفت : به وسيلهء شراب و لذات . ابليس گفت : كار تو نيست او علاقهاى به اين امور ندارد . سومى گفت :
من آمادهام ( كه او را گمراه سازم ) . ابليس گفت : از چه راه به سراغ او مىروى ؟
گفت : از طريق كارهاى نيك ( و عبادت ! ) ابليس پسنديد گفت : برو ، اين كار از تو ساخته است . او به صومعهء عابد رفت و در برابر او ايستاد و مشغول نماز شد .
عابد از عبادت خسته مىشد و مىخوابيد و آن شيطان چشمش به خواب فرو نمىرفت ، عابد استراحت مىكرد ولى شيطان استراحت نمىكرد . عابد در حالى كه خود را در برابر او قاصر و عمل خود را كوچك مىديد گفت : اى بندهء خدا از چه راه اين همه قدرت و قوت بر نماز و عبادت پيدا كردى ؟ شيطان جوابش را نداد . بار دوم و بار سوم تكرار كرد . شيطان در جواب او گفت : اى بندهء خدا ! گناهى از من سر زده و من از آن توبه كردم هر زمان كه گناه به خاطرم مىآيد قوتى بر نماز پيدا مىكنم . عابد گفت : اگر چنين است گناهت را به من بگو تا من هم انجام دهم و توبه كنم و هرگاه چنين كردم ( و گناه به خاطرم آمد ) قوت بر نماز پيدا كنم .
شيطان به او گفت : به شهر مىروى ( در محلهء بدنام ) و سراغ فلان زن آلوده را مىگيرى دو درهم به او بده و مرتكب گناه شو . عابد گفت : من دو درهم ندارم اصلًا نمىدانم دو درهم چيست . شيطان دو درهم از زير پاى خود در آورد و به او داد . مرد عابد ( سادهلوح ) با همان لباس عبادت وارد شهر شد و سراغ منزل آن زن آلوده را گرفت . مردم او را راهنمايى كردند و تصورشان اين بود كه آمده است او را موعظه كند تا دست از كار زشت بر دارد . فرد عابد هنگامى كه به سراغ آن زن آمد دو درهم را نزد او افكند و گفت : برخيز ! برخاست و به داخل منزلش شد و به عابد گفت : داخل شو . آنگاه زن آلوده گفت : تو با وضع و هيئتى به سراغ من آمدهاى كه هيچ كس به اين صورت به سراغ من نمىآيد . ( با لباس عابدان
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 373
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٧٣