در روايات اسلامى اشارات گستردهاى به آثار سوء عُجب شده است ؛ در حديثى امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
« إنَّ اللَّهَ عَلِمَ أنَّ الذَّنْبَ خَيْرٌ لِلْمُؤمِنِ مِنَ الْعُجْبِ وَلَوْلا ذلِكَ ما ابْتُلِىَ مُؤْمِنٌ بِذَنْبٍ أبداً
؛ خدا مىداند كه ( حتى ) گناه براى مؤمن از عُجب بهتر است ( زيرا گناه ، او را به نقايص خود آشنا مىسازد و به درگاه خدا مىرود ، توبه مىكند و راه تكامل را مىپويد ) و اگر چنين نبود هيچگاه مؤمن به گناهى آلوده نمىشد » . « 1 »
در حديث ديگرى از همان امام عليه السلام مىخوانيم :
« مَنْ دَخَلَهُ الْعُجْبُ هَلَكَ
؛ كسى كه گرفتار خودپسندى شود هلاك مىشود » . « 2 »
از ديگر آثار سوء عُجب و خودپسندى اين است كه گاه اعمال زشت خود را نيك و صفات رذيلهء خويش را حسنه مىپندارد و اين بلاى بزرگى براى او مىشود ؛ نه به اصلاح خويشتن مىپردازد و نه از گناهان خود توبه مىكند .
باز در حديث ديگرى از آن حضرت آمده است :
« الرَّجُلُ يَعْمَلُ الْعَمَلَ وَهُوَ خائِفٌ مُشْفِقٌ ثُمَّ يَعْمَلُ شَيْئاً مِنَ الْبِرِّ فَيَدْخُلُهُ شِبْهُ الْعُجْبِ بِهِ فَقالَ هُوَ فى حالِهِ الْاولى وَهُوَ خائِفٌ أحْسَنُ حالًا مِنْهُ فى حالِ عُجْبِهِ
؛ انسان گاهى عملى انجام مىدهد و از آن بيمناك و ترسان است ( چون مىداند يا احتمال مىدهد كار خلافى بوده ) سپس كار نيكى انجام مىدهد و عُجب پيدا مىكند . امام عليه السلام فرمود : اين شخص در حالت اول كه خائف است حالش بهتر از حالت دوم است كه اعجاب به نفس دارد » . « 3 »
در ذيل حكمت 46 نيز احاديثى در اين باره آوردهايم .
نقطهء مقابل عُجب خودكمبينى و تواضع و فروتنى است كه سبب مىشود انسان در صدد اصلاح خويش و رفع نقائص از وجود خود برآيد و به يقين
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 313 ، ح 1 .
( 2 ) . همان ، ح 2 .
( 3 ) . همان ، ح 4 .