روايات فراوانى با تعبيرات مختلف از اميرمؤمنان على عليه السلام در غررالحكم به همين مضمون ديده مىشود ؛ از جمله :
« الإحْسانُ يَسْتَرِقُّ الْإنْسانُ
؛ احسان ، انسانها را بنده مىسازد » . و
« بِالْإحْسانِ تَمْلِكُ الْقُلُوبُ
؛ به وسيلهء احسان دلها در تسخير انسان در مىآيند » . و
« مَا اسْتَعْبَدَ الْكِرامُ مِثْلُ الْإكْرامِ
؛ افراد با شخصيت را چيزى همانند اكرام و احترام ، به بندگى و خضوع ، نكشانده است » .
آنچه در بالا آمد در صورتى است كه جملهء « عبّده » با تشديد خوانده شود همانگونه كه در نسخهء ابن ابىالحديد و غرر الحكم آمده است و مرحوم كمرهاى نيز در شرح نهجالبلاغهء خود آن را كاملًا تأييد كرده است ؛ ولى در بسيارى از نسخ « عَبَدَهُ » بدون تشديد آمده و مرحوم محقق شوشترى در شرح نهجالبلاغهء خود مىگويد : « چون خط سيد رضى در اختيار مرحوم ابن ميثم بوده و آن بدون تشديد است اين نسخه را بايد ترجيح داد » « 1 » و معناى جمله مطابق آن اين مىشود كه « هر كس حق افرادى را ادا كند كه از اداى حق خوددارى مىكنند گويى او را پرستش كرده و بردهء اوست » . مطابق اين معنا گويا امام عليه السلام مىفرمايد : در برابر حقناشناسان ، حق شناس مباش و گرنه بنده و برده خواهى شد ، در حالى كه آنچه با روايات فراوان بالا هماهنگ و با قرآن سازگار باشد همان معناى اول است و نبودن تشديد در نسخه سيد رضى دليل بر چيزى نمىتواند باشد ، زيرا معمول نويسندگان در گذشته اين نبوده است كه تمام كلمات را اعراب بگذارند و به فرض سيد رضى معتقد به نداشتن تشديد بوده ، استنباطى از ناحيهء خود اوست و گرنه مستقيماً از اميرمؤمنان چيزى نشنيده است و ما اين استنباط را مناسب آيات و روايات ديگر نمىدانيم و اصرار مرحوم شوشترى در شرح نهجالبلاغهء خود بر معناى دوم صحيح نيست . به خصوص اينكه او مىگويد : افراد رذل ممكن است از نيكى كردن سوء استفاده كنند كه اين سخن نيز قابل جواب است ،
هامش
( 1 ) . بهج الصباغة ، ج 14 ، ص 551 .