تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
دليلى است كه ظلم نمىكند » . قرآن مجيد نيز اشاره‌اى به اين معنا دارد ؛ در آيهء 34 سورهء « نمل » از زبان ملكهء سبأ كه زنى باهوش و پرتجربه بود نقل مىكند : « قَالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذَا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً وَكَذَلِكَ يَفْعَلُونَ » ؛ گفت : پادشاهان هنگامى كه وارد منطقهء آبادى شوند آن را به فساد و تباهى مىكشند و عزيزان آن‌جا را ذليل مىكنند ؛ ( آرى ) روش آنان همواره اين‌گونه است » . در تاريخ اسلام نيز نمونه‌هاى فراوانى است از كسانى كه پيش از دست‌يابى به حكومت ، به ظاهر در سلك افراد متدين بودند ؛ اما همين كه به مقام و حكومتى رسيدند راه خودكامگى را پيش گرفتند . در داستان معروفى از عبدالملك بن مروان خليفهء ستمگر اموى مىخوانيم : قبل از آنكه به مقام خلافت برسد از عابدان و زاهدانى بود كه در گوشهء مسجد همواره مشغول به عبادت بود تا آنجا كه او را « حمامة المسجد » ( كبوتر مسجد ) ناميدند ؛ زيرا پيوسته قرآن تلاوت مىكرد . هنگامى كه خبر مرگ پدرش و بشارت خلافت را به او دادند ، قرآن را بر هم نهاد و گفت « هذا فِراقُ بَيْنى وَبَيْنِك » ( براى هميشه من از تو جدا شدم و بعد به خودكامگىهاى حكومت پرداخت ) . « 1 » يكى از صفحات سياه كارنامهء عبدالملك نصب « حجاج » به ولايت كوفه بود . به يقين اخبار جنايات « حجاج » و كشت و كشتار بىرحمانه و شكنجهء زندانيان بىگناه به صورت گسترده به « عبدالملك » مىرسيد ؛ ولى خم به ابرو نمىآورد ، چرا كه حكومت چشم و گوش اين انسان پست و بىظرفيت و بىشخصيت را كور و كر كرده بود . امثال عبدالملك مروان در تاريخ بسيار بودند . يكى ديگر از رسوايىهاى عبدالملك بن مروان همان چيزى است كه در كتاب انساب الاشراف از او نقل شده كه بعد از رسيدن به خلافت منبر رفت و با
هامش
( 1 ) . كتاب فخرى ، ابن طقطقى ، ص 123 .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 312 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي