شرح و تفسير قدرت و استبداد
امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه كه بسيار فشرده و پرمعناست مىفرمايد :
« آنهايى كه به حكومت مىرسند ( غالباً ) مستبد مىشوند » ؛
( مَنْ مَلَكَ اسْتَأْثَرَ )
. « اسْتَأْثَرَ » از ريشهء « اسْتئْثار » به معناى استبداد و خودكامگى و انحصارطلبى است .
تاريخ نيز گواه روشنى بر اين معناست ؛ بسيار بودند كسانى كه چون دستشان به حكومت نرسيده بود دم از حق و عدالت و مشورت و واگذارى كار مردم به مردم مىزدند ؛ اما هنگامى كه بر مركب مراد سوار شدند و حكومت را در اختيار گرفتند بناى استبداد گذاشتند ؛ نه به نصيحت كسى گوش دادند و نه به دوست و دشمن رحم كردند و خودكامگى را در حد اعلا در برابر رعايا انجام دادند . اين مطلب به قدرى شايع بوده و هست كه به صورت ضربالمثلى درآمده است :
« مَنْ غَلَبَ سَلَبَ وَمَنْ عَزَّ بَزَّ
؛ كسى كه غالب شود مىدزدد و كسى كه پيروز گردد سرمايههاى ديگران را مىربايد » .
ابن ابىالحديد در شرح اين سخن ، شعرى از ابوالطيب ( متنبّىء ) نقل مىكند :
وَالظُّلْمُ مِن شِيَعِ النُّفوسِ فَإنْ * تَجِدْ ذا عِفَّةٍ فلِعلّةٍ لا يَظْلِمُ « 1 »
« ظلم و ستم عادت انسانهاست و اگر شخص عفيف و عادلى يافتى حتماً به
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 18 ، ص 381 .