خويش را طبيبى حاذق و لايق بپندارد و دستورات طبى صادر كند كه باعث خطر جانى براى گروهى شود ، او به يقين دنيا و آخرت خود را تباه ساخته است .
شاهد اين تفسير ، جملهء معروفى است كه در افواه دانشمندان شهرت يافته
« رَحِمَ اللَّهُ مَنْ عَرَفَ قَدْرَهُ وَلَمْ يَتَجاوَزْ حَدَّهُ
؛ خدا رحمت كند كسى را كه قدر و منزلت خويش را بشناسد و از حدّ خود تجاوز نكند » .
شاهد ديگر بر اين تفسير همان چيزى است كه در خطبة 16 نهجالبلاغه گذشت :
« هَلَكَ مَنِ ادَّعَى ، وَخابَ مَنِ افْتَرى ، مَنْ أَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَكَ وَكَفَى بِالْمَرْءِ جَهْلًا أَلَّا يَعْرِفَ قَدْرَهُ
؛ آن كس كه به ناحق ادعايى كند هلاك مىشود و آن كس كه با دروغ و افترا مقامى را طلب كند محروم مى گردد و به جايى نمى رسد و آن كس كه ( با ادّعاهاى باطل ) به مبارزه با حق برخيزد و در برابر آن قد علم كند هلاك خواهد شد و در نادانى انسان همين بس كه قدر خويش را نشناسد » .
ولى همانگونه كه در ذيل خطبهء 103 گذشت « 1 » اين جمله تفسير ديگرى نيز مىتواند داشته باشد كه انسان به موهبت الهى قدر و مقام والايى دارد و جِرم صغيرى است كه عالم كبير در آن خلاصه شده است حتى مىتواند از فرشتگان آسمان بالاتر رود . آرى چنين است مقام آدميت ، بنابراين اگر مقام خود را درست نشناسد و شخصيت خويش را با درهم و دينار و مقامى معاوضه كند و در هوا و هوسها و شهوات غوطه ور شود و از رسيدن به مقام قرب الهى باز ماند خود را هلاك كرده است ، چرا كه قدر خود را نشناخته است .
با توجه به آنچه گذشت و تبادر عمومى دانشمندان از اين حديث معناى اوّل مناسبتر به نظر مىرسد ، هرچند در بعضى از روايات نيز تعبيراتى است كه معناى دوم را تداعى مىكند ؛ مانند آنچه در كلام ديگرى از امام اميرمؤمنان عليه السلام آمده است كه مى فرمايد :
« مَنْ حَصَّنَ شَهْوَتَهُ فَقَدْ صَانَ قَدْرَه » « 2 »
هرچند جمع ميان
هامش
( 1 ) . در عبارت : « العالِمُ مَنْ عَلِمَ قَدْرُهُ »
( 2 ) . كافى ، ج 8 ، ص 22 ، خطبهء وسيله .