احكام ديگرى نظير آن استثنائاتى دارد . گروه زيادى راه قارون را پيمودند و اموالشان مايهء غرور و كفرشان شد ، جمع اندكى نيز از مال براى رسيدن به مهمترين طاعات الهى بهره گرفتند .
اين معنا در آيات مربوط به قارون آمده است : « « وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِى الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَايُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ » ؛ در آنچه خدا به تو داده سراى آخرت را بطلب و بهرهء خويش را از دنيا فراموش مكن و همانگونه كه خدا به تو نيكى كرده ( به بندگان خدا ) نيكى كن وهرگز در جستجوى فساد در زمين مباش كه خدا مفسدان را دوست ندارد » . « 1 »
بر همين اساس است كه در بسيارى از آيات قرآن از مال نكوهش شده و در بعضى از آيات از آن مدح و ستايش به عمل آمده و به عنوان خير ( نيكى ) از آن ياد شده است .
در آيهء 180 سورهء « بقره » در مورد وصيت مىفرمايد : « « انْ تَرَكَ خَيراً . . . » ؛ كسى كه اموالى از خود به يادگار گذاشته است . . . » . و در آيهء 8 سورهء « عاديات » در مذمت بعضى از طغيانگران مىفرمايد : « « وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ » ؛ اموال را بسيار دوست دارند » .
در روايات اسلامى نيز آثار اين مذمت و مدح دربارهء اموال فراوان ديده مىشود كه آوردن آنها ما را از شرح اين كلام دور مىكند .
تنها به ذكر اين روايات پرمعنا كه از ابن عباس نقل شده و قاعدتاً آن را از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله يا اميرمؤمنان على عليه السلام شنيده است قناعت مىكنيم . او مىگويد :
« إنَّ أوَّلَ دِرْهَمٍ وَدينارٍ ضُرِبا فِي الْأرْضِ . . . أنْ يُحِبُّوكُما ؛
نخستين درهم و دينارى كه سكه آن در زمين زده شد شيطان نگاهى به آنها افكند هنگامى كه آن را ديد
هامش
( 1 ) . قصص ، آيهء 77 .