تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
أَتَدْعُونى الأَقيشَر ذاكَ اسْمى * وَأدْعُوكَ ابْنَ مُطْفِئَةِ السِّراجِ
تُناجى خِدْنَها بِاللَّيْلِ سِرّاً * وَربُّ النَّاسِ يَعْلَمْ ما تُناجى
« تو به من اقيشر مىگويى آرى اين اسم من است ولى من به تو مىگويم : « ابْنِ مُطْفِئَةُ السِّراج » يعنى فرزند زنى كه چراغ را نيمه شب خاموش كرد ، زيرا با دوست فاسقش شبانه آهسته سخن مىگفت و خدا مىداند چه سخنانى مىگفت » . « 1 » از آن به بعد اين لقب زشت بر آن مرد و فرزندانش باقى ماند . و نيز نقل شده مرد عربى نزد معاويه سخنى گفت كه معاويه ناراحت شد . معاويه گفت : دروغ گفتى . مرد اعرابى گفت : به خدا سوگند دروغ‌گو كسى است كه در لباس‌هاى توست . معاويه گفت : اين جزاى كسى است كه در قضاوتش عجله مىكند . ابن ابىالحديد از كامل مبرد نقل مىكند : هنگامى كه « قتيبة بن مسلم » سمرقند را فتح كرد اثاث و وسايلى در كاخ‌هاى آنجا ديد كه امثال آن ديده نشده بود تصميم گرفت بار عام دهد و مردم بيايند و موفقيت‌هايى را كه نصيب او شده ببينند . مردم از هر سو به آنجا آمدند و به ترتيب مقاماتشان در آن مجلس نشستند . از جمله پيرمردى بود به نام « حُضَين » . هنگامى كه وارد شد برادر قتيبه گفت به من اجازه بده سخن درشتى به او بگويم . قتيبه گفت : اين كار را نكن او جواب‌هاى تند و بدى مىدهد . برادر قتيبه اصرار كرد و رو به حضين كرد و گفت : اى ابو ساسان آيا از در وارد شدى يا از ديوار ؟ حضين گفت : آرى ( من از در وارد شدم زيرا ) عمويت ( اشاره به خودش كرد ) سنش بيش از آن است كه بتواند از ديوار وارد شود ( و اين اشاره به عمل زشتى بود كه برادر قتيبه قبلا انجام داده بود و از ديوار خانهء زنى بالا رفته بود و به او تجاوز كرده بود ) . « 2 »
هامش
( 1 ) . شرح نهج‌البلاغهء علامه شوشترى ، ج 13 ، ص 387 . ( 2 ) . شرح نهج‌البلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 18 ، ص 152 .