تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
اگر انسان بخواهد مزيت سيادت خود را بر عالم وجود حفظ كند ناچار است با پروردگار خويش كه جهان را مسخر فرمان او ساخته رابطه‌اى استوارتر داشته باشد .

شناخت خدا

شناخت طبيعت بدون خدايى براى آن ، يعنى شناخت مادّهء بدون روح ، چيز بىارزشى است و شناخت خدا دور و جدا از طبيعت يعنى جستجو در تهى ، در تجريد و در هيچ . خواه اين باشد يا آن . اگر انسان بدان گرفتار آيد دچار عدم احساس مسئوليت و بىتفاوتى مىگردد و نتيجهء آن پوچ گرايى است . انسان مادّى كه زندگىاش در مادّه خلاصه مىشود و نمىخواهد از بستر مادّه پاى بيرون نهد و به فراسوى آن رود و به عظمت بارى تعالى و ملك و سلطهء او بر كاينات خستو شود ، در برابر مادّه ، براى خود احساس مسئوليت نمىكند زيرا ماده را نه حيات است ، نه عزّت و نه حكمت . مادّه ، مواظب اعمال او نيست . مادّه ، او را به بازخواست و محاسبه نمىكشد ، و در برابر كارهاى نيك و بدش پاداش نمىدهد . زيرا مادّه را شعور و آگاهى نيست و همين سبب مىشود كه انسان مادّى از زير بار مسئوليتها شانه خالى كند . همچنين است آن صوفى كه به الفاظ و كلمات و خلسات و همسات دل خوش كرده است و به خداوند حيات و نظام و تدبير و ملك و حساب و عقاب ايمان ندارد . همچنين به طبيعت به عنوان مظهرى و الا از مظاهر حيات كه بخشش خداوندى است ، و نظامى كه از سوى خداوند بر آن حكمفرماست ايمان ندارد . در نتيجه به طبيعت به عنوان نامى از نامهاى خداوند سبحان نمىنگرد . اين صوفى هم در برابر زندگى كه پرتوى از ذات بارى تعالى است احساس مسئوليت نمىكند . / 9 حقيقت در معرفت مادّه و روح ، همان ايمان به واقعيت طبيعت است و به حقيقت ارزشهايى كه بر آن غلبه دارد و اعتقاد به وجود طبيعتى كه به فرمان