سومين روش كه مهتران قوم براى ايستادگى در برابر تبليغات موسى اتخاذ كردند ، اين بود كه ميان او و مردم جدايى افكنند و موسى را زندانى كنند . و چهارمين شيوهاى كه به كار بردند اين بود كه جماعتى را كه گرد آوردند و علم و هنر و صنعتشان را بخرند و در خدمت قدرت حاكمه قرار دهند .
[ 111 ]
قالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ وَ أَرْسِلْ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ يَأْتُوكَ بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِيمٍ
- گفتند او و برادرش را نگهدار و كسان به شهرها بفرست تا همه جادوگران دانا را نزد تو بياورند . » يعنى او و برادرش را زندانى كن و مأموران خود را براى گردآورى جادوگران به شهرها بفرست .
[ 112 ] اين سؤال باقى مىماند كه اين جادو چه بود ؟
اساس جادوگرى ، تأثير در خيال طرف ديگر است ، تا چيزى را كه واقعى نيست واقعى پندارد . گاه از طريق شستشوى مغزى است كه دانش جديد به آن رسيده است ، يا از طريق تلقينات باطل است ، يا از طريق بعضى انواع شعبده ، مثل آنچه جادوگران فرعون كردند . اينان در چيزهايى نرم كه به صورت چوبدست بود جيوه مىريختند ، سپس آنها را روى زمين مىانداختند . جيوه در اثر حرارت خورشيد صعود مىكرد و آن چوبدستها را به حركت درمىآورد . به طور كلى جادوگرى چيزى نيست ، جز به كار بردن وسايل طبيعى كه مردم آنها را نمىشناسند .
[ 113 ] اين جادوگران مزدورانى بودند كه جز اشباع ناپايدار شهوات خود ، براى خود رسالتى نمىشناختند . از اين رو پيش از هر چيز با فرعون بر سر مزدى كه به آنان خواهد داد چانه مىزدند .
/ 405
وَ جاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قالُوا إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ
- جادوگران نزد فرعون آمدند و گفتند : اگر غلبه يابيم ما را پاداشى هست . » معلوم مىشود كه آنها از شكست مىترسيدند ، زيرا خود از هر كس ديگر به بطلان جادوى خود آگاهتر بودند ، حق نمىگفتند و براى نشان دادن يك برنامه حيرت آور جادوگرى به كوشش بسيار نياز داشتند . از اين رو پيش از هر چيز مطالبهء