حقيقت بر فهم آن قادر مىشود . ولى بر اوست كه قدم در طريق اقدام نهد و از موانعى چون ترديد و ترس و انتظار بگذرد و اين همان شجاعت علمى است كه وراى اكتشافات علما است و نيز شجاعت ايمانى است كه ما وراى فداكاريهاى صالحان است و پروردگار ما از اين كسان كه ايمان نمىآورند ، مىپرسد .
هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ
- آيا انتظارى جز آن دارند كه فرشتگان به نزدشان بيايند ؟ » يعنى آيا منتظر هبوط ملائكه هستند . كه چون امرى خارق العاده صورت گيرد و روح حماسه در آنها برانگيزد و آنان را به سوى ايمان سوق دهد ؟
أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ
- يا پروردگارت بيايد ؟ » و اين يكى از آيات بزرگ اوست . زيرا خداى سبحان از مكانى به مكانى ديگر منتقل نمىشود زيرا هيچ مكانى از او خالى نيست .
أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ
- يا نشانهاى از نشانههاى خدا بر آنها ظاهر شود . » يعنى حقايق متجسد شوند . چون نهى از اسراف كه به لنگ شدن اقتصاد مىانجامد يا ظلم كه به فساد و مرگ مىانجامد . يا ديكتاتورى كه به عقب افتادگى و ناتوانى منجر مىشود يا انقلاب . يا اخلاق بد كه كارش به بيمارى و تفرقه مىكشد . پس انسان اين نصايح را به انتظار اين عواقب كه از آنها بر حذر است انجام نمىدهد و چون آن / 250 عواقب در رسيدند ديگر قبول اين تحذيرات را چه فايده .
يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً
- روزى كه برخى نشانههاى خدا آشكار شود ، ايمان كسى كه پيش از آن ايمان نياورده يا به هنگام ايمان كار نيكى انجام نداده است ، براى او سود نخواهد داشت . » اگر بيمار حرف طبيب را قبول نداشته باشد ، در حالى كه او را به سبب نافرمانىاش از دستور پزشك از بد حال شدنش بترساند و او به نافرمانى خود ادامه دهد تا بد حال شود از اين مداوا چه سود خواهد برد ؟ يا آن كه حرفهاى طبيب را