اول مسئلهء شرك دوم روابط خانوادگى
چون نظام شرك بر جامعهاى سيطره يابد ، قانون آن جامعه نمىتواند الهى باشد زيرا هر مادهاى از مواد قانون در زير فشار ثروت و قدرت و ترور فكرى ، خرد مىشود . از اين رو در آغاز محرمات اجتماعى ، از شرك نهى كرده است . زيرا شرك سبب نفوذ ديگر محرمات مىشود . پس از آن كه در برابر خدا - تنها در برابر خدا - متعهد به تسليم شديم ، نوبت روابط اجتماعى مىرسد اهم آنها روابط ميان نسلهاست . نسل سابق ( پدر و مادر ) و نسل بعدى ( فرزندان ) رابطهء ميان فرزند و پدر و مادر بايد رابطهاى مبتنى بر احسان باشد . وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً - و به پدر و مادر نيكى كنيد . » احسان به معنى عمل خيرى است در حق كسى كه البته از حق او افزونتر باشد و اين به معنى تسليم مطلق نيست و حتى به معنى اطاعت از والدين هم نمىباشد . زيرا اطاعت به نوبهء خود خضوع است و مؤمن جز براى خدا خضوع نمىكند . منطقهاى عقب افتاده تسليم در برابر پدر و مادر را واجب شرعى دانسته و روح قبيلگى را در جامعه تقويت كرده است ، در حالى كه در اسلام چيزى جز احسان نيامده است ، و به اعتبار ديگر اطاعت كوركورانه نهى شده است . / 232 هم چنان كه واجب است كه در بر خدا تسليم شويم و به پدر و مادر نيكى كنيم همچنين بايد رابطه نيكوكارانه در ميان همهء افراد اجتماع جارى باشد ، اما