تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
بدوى حتى انسانهاى اوليهء شبه وحشى . اين فطرت مقياسهايى است كلى كه خداوند آن را نصيب بشر كرده تا بدان راه خود بيابد . به وسيلهء اين فطرت اوليه است كه بشر پروردگارش را مىشناسد و به او ايمان مىآورد امّا بعد از آن كه در برابر فشار شهوات و اميال نفسانى و طاغوتها و خرافات پايدارى ورزد . گاه نيز تسليم آنها مىشود و به خدا كافر مىگردد و چون به خدا كافر شد رسولانى را نيز كه خدا فرستاده انكار خواهد كرد .
وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ
- و اين بار نيز در دلها و ديدگانشان تصرف مىكنيم . » دلها سابق جايگاه فطرت پاك و مقياسهاى سالم بوده . اما حواس تابع دلهاست . چون معيارهاى بشر دگرگون گردد حواس او نيز دگرگون مىشود بدون آن كه از آنها به طور صحيح استفاده گردد .
كَما لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ
- هم چنان كه در آغاز به آن ايمان نياوردند . » سبب اين است كه اينان طغيان مىكنند و طغيان سبب دگرگون شدن دلها و معيارها مىشود . بشرى كه تابع عقل خود است و از حق پيروى مىكند و هدف او حق است داراى معيارهايى است كه به وسيله آنها حق را مىشناسد . / 161 ولى هنگامى كه تابع شهوت خويش است و پيرو نفس خود و در پى اميال طغيانگر خود ، همهء هدف او معيارهاى او در حسن و قبح و خير و شر و فضيلت و رذيلت ، چيزهايى است كه بيشتر به منافع شخصى او نزديك است . دنباله رو شهوات خويشتن است اصول دينش سه چيز خواهد بود : خوردن و آشاميدن و مباشرتهاى جنسى و احكام دينش نيز از اين قبيل است . حلال چيزى است كه بدان دست مىيابد و حرام چيزى است كه از دست يافتن به آن محروم است . سرنوشت چنين انسانى سرنوشت دولتهاى طاغوتى است در جهانى ، كه براى خود معيارهايى خاص خود وضع مىكند از قبيل قوانين بين المللى و محاكم و مجالس امنيت . . . الخ . همهء اينها براى استحكام سلطه طاغوتى است بر دوش توده‌هاى محروم . از اين روست كه قرآن كريم ما را از