تقسيم كارها و تقسيم اوقات روزانه مىدهد ، نخست مىفرمايد : « سپس ( آگاه باش ) بخشى از كارهاى توست كه بايد شخصاً به آنها بپردازى ( و نبايد به ديگران واگذار كنى ) از جمله ، پاسخ گفتن به كارگزاران حكومت است در آنجا كه منشيان و دفترداران از پاسخ آن عاجزند » ؛
( ثُمَّ أُمُورٌ مِنْ أُمُورِكَ لَابُدَّ لَكَ مِنْ مُبَاشَرَتِهَا :
مِنْهَا إِجَابَةُ عُمَّالِكَ بِمَا يَعْيَا « 1 » عَنْهُ كُتَّابُكَ )
. اين معناى مديريت صحيح و اثربخش است كه كارهاى كليدى و امورى كه از دست ديگران ساخته نيست رسما به دست رئيس حكومت باشد و لحظهاى از آن غافل نشود ؛ امورى كه اگر انسجام يابد تمام بخشهاى حكومت در مسير صحيح خود قرار خواهد گرفت .
سپس مىافزايد : « و ديگر ، برآوردن نيازهاى مردم است در همان روز كه حاجات و نيازهاى آنها به تو گزارش مىشود و معاونان تو در پاسخ به آن مشكل دارند » ؛
( وَمِنْهَا إِصْدَارُ « 2 » حَاجَاتِ النَّاسِ يَوْمَ وُرُودِهَا عَلَيْكَ بِمَا تَحْرَجُ « 3 » بِهِ صُدُورُ
أَعْوَانِكَ )
. آنگاه دستور ديگرى مىدهد ؛ دستورى كه از نظر مديريت خرد و كلان فوقالعاده اهمّيّت دارد . مىفرمايد : « ( به هوش باش ) كار هر روز را در همان روز انجام بده ( و به فردا ميفكن ) زيرا هر روز كارى مخصوص به خود دارد ( و اگر كار روز ديگر بر آن افزوده شود مشكلآفرين خواهد بود ) » ؛
( وَأَمْضِ لِكُلِّ يَوْمٍ عَمَلَهُ ، فَإِنَّ لِكُلِّ يَوْمٍ مَا فِيهِ )
. اين گفته منطقى و روشن است كه هر روز مشكلات خاص خود را دارد و اگر كار امروز به فردا افكنده شود مشكلى بر مشكل افزوده مىگردد و پاسخگويى به
هامش
( 1 ) . « يَعْيا » فعل مضارع از ريشهء « عىّ » بر وزن « حىّ » به معناى ناتوان شدن است
( 2 ) . « إصْدار » به معناى انجام دادن و صادر نمودن است
( 3 ) . « تَحْرَج » فعل مضارع از ريشهء « حرج » بر وزن « كرج » به معناى در تنگنا قرار گرفتن است