اكرم صلى الله عليه و آله نقل مىكند و مىفرمايد : « زيرا من بارها از رسول خدا - كه درود خدا بر ايشان و خاندان پاكش باد - اين سخن را شنيدم كه مىفرمود : « امتى كه در آن حق ضعيف از زورمند با صراحت گرفته نشود هرگز روى قداست و پاكى را نخواهد ديد ( و آرامش از آنها رخت بر مىبندد ) » ؛
( فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى اللَّه عليه وآله و سلم يَقُولُ فِي غَيْرِ مَوْطِنٍ : لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّةٌ لَايُؤْخَذُ لِلضَّعِيفِ فِيهَا حَقُّهُ مِنَ الْقَوِيِّ غَيْرَ مُتَتَعْتِعٍ )
. منظور از تقدس و پاكيزگى همان پاكيزه شدن از ظلم و جور و جنايت و هرج و مرج است ، چرا كه اگر ضعيفان جامعه پناهگاهى براى خود پيدا نكنند دست به دست هم مىدهند و شورشى به راه مىاندازند كه كنترل آن بسيار مشكل و گاه غير ممكن است و تاريخ نشان مىدهد كه قيام ضعفاى جامعه و شورشهاى فراگير از همين جا سرچشمه مىگيرد .
بنابراين آنچه امام و همچنين پيامبر اكرم فرمودند افزون بر اينكه دستورى اخلاقى و انسانى و سبب پيشرفت دين و آيين است جنبهء سياسى هم دارد .
در حديثى ابن مسعود نقل مىكند :
« أَتَى النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله رَجُلٌ يُكَلِّمُهُ فَأُرْعِدَ فَقَالَ هَوِّنْ عَلَيْكَ فَلَسْتُ بِمَلِكٍ إِنَّمَا أَنَا ابْنُ امْرَأَةٍ كَانَتْ تَأْكُلُ الْقَدَّ ؛
مردى خدمت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله آمد و در حالى كه با پيامبر صحبت مىكرد مىلرزيد . پيغمبر فرمود كار را بر خود آسان گير ( بيهوده نترس ) من شاه نيستم . من فرزند زنى هستم كه غذاى بسيار سادهاى مىخورد » . « 1 »
آنگاه امام عليه السلام در دستور ديگرى به دنبال دستور بار عام براى همهء حاجتمندان مىافزايد : « سپس خشونت و كندى و ناتوانى آنها را در سخن ، تحمل كن و هرگونه محدوديت و تنگخويى و استكبار در برابر آنها را از خود دور ساز ( تا بتوانند حرف دل خود را بگويند ) خداوند با اين كار ، رحمت واسعهء
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 16 ، ص 229