كشورى را در محاصرهء اقتصادى و به صورت ابزارى براى دست سياستمداران قرار مىدهند و گاه بالعكس سياستمداران به صورت ابزارى در دست آنها عمل مىكنند . آن گونه كه در دنياى امروز بسيار ديده مىشود .
به همين دليل اميرمؤمنان عليه السلام در ذيل اين جملات به آنها هشدار داده و خطاب به مالك مىفرمايد : « بدان با تمام آنچه گفتم در ميان آنها جمع كثيرى هستند بهشدّت تنگ نظر و بخيلِ زشت كار و احتكار كنندهء مواد مورد نياز مردم و اجحاف كننده در تعيين قيمتها و اينها موجب زيان براى تودهء مردم و عيب و ننگ بر زمامدارانند » ؛
( وَاعْلَمْ - مَعَ ذَلِكَ - أَنَّ فِي كَثِيرٍ مِنْهُمْ ضِيقاً « 1 » فَاحِشاً ، وَشُحّاً « 2 »
قَبِيحاً ، وَاحْتِكَاراً لِلْمَنَافِعِ ، وَتَحَكُّماً فِي الْبِيَاعَاتِ « 3 » ، وَذَلِكَ بَابُ مَضَرَّةٍ لِلْعَامَّةِ وَعَيْبٌ
عَلَى الْوُلَاةِ )
. امام در اين تعابير كوتاه و پرمعنا چهار نقطهء ضعف مهم را كه ممكن است دامنگير تجار و صنعتگران شود بر مىشمارد :
يكم : تنگ نظرى فاحش ، اشاره به آنها كه انحصار طلبند و تنها به منافع خود مىانديشند و حاضر نيستند ديگرى در تجارت و صنعت پرورش پيدا كند .
دوم : بخل قبيح ، اشاره به كسانى كه حاضر نيستند چيزى از درآمد خود را در كارهاى خير و به نفع محرومان جامعه مصرف كنند .
سوم : احتكار كه سبب مىشود اجناس را هنگام فراوانى ارزان بخرند و براى روز كميابى انبار كنند تا بسيار گران بفروشند .
چهارم : تحكم بر قيمتگذارىها بدون توجّه به منافع مردم و قدرت خريد
هامش
( 1 ) . « ضيق » در اينجا به معناى سخت گيرى در معامله است
( 2 ) . « شح » همانگونه كه راغب در كتاب مفردات آورده به معناى بخل توأم با حرص است كه به صورت عادت در آمده
( 3 ) . « البياعات » جمع « بياعة » بر وزن « زيارة » به معناى متاع است و منظور از « تحكم در بياعات » تعيين نرخظالمانه براى متاعهاست