را نيز در خود نمىبينند ، گردآورى مىكنند » ؛
( فَإِنَّهُمْ مَوَادُّ الْمَنَافِعِ ، وَأَسْبَابُ الْمَرَافِقِ « 1 » ، وَجُلَّابُهَا « 2 » مِنَ الْمَبَاعِدِ « 3 » وَالْمَطَارِحِ « 4 » ، فِي بَرِّكَ وَبَحْرِكَ ، وَسَهْلِكَ وَجَبَلِكَ ،
وَحَيْثُ لَايَلْتَئِمُ النَّاسُ لِمَوَاضِعِهَا ، وَلَا يَجْتَرِءُونَ عَلَيْهَا )
. امام عليه السلام سپس با دو جمله اهمّيّت موقعيت بازرگانان با ايمان را بيان كرده مىفرمايد : « زيرا آنها ( بازرگانان ، پيشهوران و صنعتگران ) مردم سالمى هستند كه بيمى از ضرر آنها نمىرود و صلحدوستانى كه خوف خيانت و نيرنگ آنها نيست » ؛
( فَإِنَّهُمْ سِلْمٌ لَاتُخَافُ بَائِقَتُهُ « 5 » ، وَصُلْحٌ لَاتُخْشَى غَائِلَتُهُ « 6 » )
. بر خلاف آنچه بعضى مىپندارند ، تجار سربار جامعهء اقتصادى و واسطهء ناسالم نيستند ( مشروط به اينكه به وظايف صنفى خود درست عمل كنند ) و فلسفهء آن را چنان كه گفتيم اميرمؤمنان على عليه السلام در عبارات بالا شرح داده است .
مىدانيم هر منطقهاى در روى زمين ، توليدهاى كشاورزى و صنعتى خاص خود را دارد و اگر اين توليدات به مناطق ديگر منتقل نشود هم آنها گرفتار خسارت فوقالعاده مىشوند و هم مناطق ديگر محروم مىمانند و اگر نقل و انتقال تجارى صورت نگيرد يك منطقه ممكن است نسبت به چيزى گرفتار قحطى و منطقهء ديگر دچار فزونى بى حد و حساب شود . بازرگانان نقش تعديل اقتصادى را در كشورهاى جهان و در شهرهاى مختلف يك كشور دارند و آنها كه
هامش
( 1 ) . « المرافق » به معناى وسايل آسايش است
( 2 ) . « جلاب » جمع جالب به معناى وارد كننده و گردآورى نماينده است
( 3 ) . « المباعد » جمع « مبعد » به معناى نقطهء دور دست است
( 4 ) . « المطارح » جمع « مطرح » به معناى نقطهء دور دست است
( 5 ) . « بائقة » به معناى ستم كردن و ايجاد حادثهء وحشتناك است از ريشهء « بوؤق » بر وزن « حقوق » به معناى فاسد شدن و هلاك گشتن است
( 6 ) . « غائلة » به معناى شر از ريشهء « غول » بر وزن « قول » است كه در اصل به معناى فسادى است كه بهطور پنهانى در چيزى نفوذ مىكند ، لذا به قتلهاى مخفى و ترور « غيله » گفته مىشود