با آنها استدلال كند .
مىدانيم خوارج آيهء شريفهء « إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّه » « 1 » را بهانه كرده بودند و مىگفتند حكميت كه على عليه السلام در مقابل شاميان آن را پذيرفته بر خلاف اين آيه است ، زيرا اين آيه حكميت را فقط براى خدا مىداند . در حالى كه مىدانيم آيه ناظر به اين معنا نيست و حاكميت خداوند را در احكام كلّى بيان مىكند نه موارد جزئى و شخصى و تطبيق آن كليات بر موارد شخصى بايد به وسيلهء حكمين انجام گيرد ؛ ولى آنها بر پندار باطل خود اصرار داشتند اما اگر ابن عباس مثلًا به حديث معروف
« عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ يَدُورُ حَيْثُمَا دَارَ » « 2 »
يا حديث
« اللَّهُمَّ وَالِ
مَنْ وَالَاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ » « 3 »
كه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به طور مسلم نقل شده استدلال كند ، ديگر آنها نمىتوانند پاسخى به آن بگويند .
* * *
هامش
( 1 ) . يوسف ، آيهء 40
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 10 ، ص 450
( 3 ) . همان مدرك ، ج 23 ، ص 103 ، ح 11