آمده است و هدف از آن دعوت معاويه در اوّلين فرصت به قبول بيعت با امام بوده است .
در آغاز مىفرمايد : « اين نامهاى است از سوى بندهء خدا على اميرمؤمنان به معاويه فرزند ابوسفيان » ؛
( مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ إِلَى مُعَاوِيَةَ بْنِ أَبِي سُفْيَانَ )
. سپس مىفرمايد : « اما بعد ( از حمد و ثناى الهى ) ( اى معاويه ) از اتمام حجتم دربارهء شما و اعراضم از شما به خوبى آگاهى دارى تا آنجا كه آن حادثهاى كه چارهاى از آن نبود واقع شد و راهى براى دفع آن نبود ( اشاره به ماجراى قتل عثمان است ) » ؛
( أَمَّا بَعْدُ ، فَقَدْ عَلِمْتَ إِعْذَارِي « 1 » فِيكُمْ ، وَإِعْرَاضِي عَنْكُمْ ، حَتَّى كَانَ مَا
لَا بُدَّ مِنْهُ وَلَا دَفْعَ لَهُ )
. امام عليه السلام در اين بخش از نامه بهطور سربسته به مسائل مربوط به قتل عثمان اشاره مىكند و تمام بنىاميّه و خاندان عثمان را مخاطب قرار مىدهد و مىفرمايد : من تا آنجا كه مىتوانستم تلاش و كوشش كردم چنين حادثهاى رخ ندهد ، اشتباهات عثمان را به او يادآورى كردم و كرارا به او هشدار دادم و هنگامى كه نپذيرفت و من مأيوس شدم او را رها ساختم ؛ نتيجهء اعمالش دامان او را گرفت و شورش بر ضدش چنان شديد بود كه راهى براى جلوگيرى از آن پيدا نمىشد ، بنابراين من وظيفهء خود را به طور كامل انجام دادم كه اين حادثه واقع نشود ولى چه سود كه عثمان و اطرافيانش با من همكارى نكردند .
اين سخن به اصطلاح از قبيل دفع دَخْل است ، چون امام عليه السلام پيشبينى مىكرد كه معاويه به بهانهء خون عثمان از پذيرفتن بيعت صرفنظر كند . با اين سخن به بهانههاى او پايان داد ، هرچند معاويه بعداً از طريق ديگرى وارد شد ؛ بىآنكه ابتدا امام را در خون عثمان متهم كند قاتلان عثمان را از امام مطالبه كرد و آن را
هامش
( 1 ) . « إعذار » به معناى اتمام حجت است