عدالت از سوى تو در ميان آنها ( و رضايت آنان از حكومتت ) از آنان خرسند خواهى شد » ؛
( وَلَا يَثْقُلَنَّ عَلَيْكَ شَيْءٌ خَفَّفْتَ بِهِ الْمَؤُونَةَ عَنْهُمْ ، فَإِنَّهُ ذُخْرٌ يَعُودُونَ بِهِ عَلَيْكَ فِي عِمَارَةِ بِلَادِكَ ، وَتَزْيِينِ وِلَايَتِكَ ، مَعَ اسْتِجْلَابِكَ حُسْنَ ثَنَائِهِمْ ، وَتَبَجُّحِكَ « 1 »
بِاسْتِفَاضَةِ الْعَدْلِ فِيهِمْ )
. امام عليه السلام در اينجا چهار نتيجهء قابل توجّه براى تخفيف خراج در موارد بحرانى بيان مىفرمايد .
نخست اينكه : اين تخفيفها از بين نمىرود ، بلكه سبب عمران و آبادى زمينها مىشود و در آينده ، بهتر و بيشتر از آن بهرهمند خواهى شد .
دوم . سبب آبرومندى و زينت حكومت مىگردد ، زيرا مردم احساس مىكنند والى علاقهمند به آنهاست و در مشكلات با آنان همدرد است .
سوم . هرجا مىنشينند تعريف و تمجيد مىكنند و پايههاى حكومت از اين طريق محكم مىشود .
چهارم . خود والى نيز از رفتار خود به جهت گسترش عدالت شاد و مسرور مىشود و روحيهء تازهاى براى ادامهء حكومتش مىيابد .
از اين تعبيرات استفاده مىشود كه حكومت در اين گونه حوادثِ سخت نه تنها بايد خراج و ماليات را تخفيف دهد ، بلكه در صورت لزوم بايد به آنها كمك نيز بكند و يقين داشته باشد اين كمكها باز مىگردد .
شاهد اين سخن جملهاى است كه در روايت تحف العقول اضافه بر آنچه گفته شده آمده ( و مرحوم سيّد رضى به هنگام گزينش آن را حذف كرده است ) و آن جمله اين است :
« وَإِنْ سَأَلُوا مَعُونَةً عَلَى إِصْلَاحِ مَا يَقْدِرُونَ عَلَيْهِ بِأَمْوَالِهِمْ فَاكْفِهِمْ مَؤُونَتَه ؛
هرگاه آنها كمكى از تو خواستند براى اصلاح كردن چيزى كه با اموال خود قادر بر آن نيستند به آنها كمك كن » . « 2 »
هامش
( 1 ) . « تَبَجُّحْ » به معناى مسرور شدن از ريشهء « بَجْح » بر وزن « مدح » به معناى فرح و شادى گرفته شده است
( 2 ) . تحف العقول ، ص 92