فقرا و نيامندان برسد و ما زاد آن را نزد ما بفرست تا ميان نيازمندانى كه در اينجا هستند تقسيم كنيم .
به مردم مكه دستور ده تا از كسانى كه در اين شهر مسكن مىگزينند اجاره بها نگيرند ، زيرا خداوند سبحان مىفرمايد : « و در اين سرزمين « عاكف » و « بادى » يكسانند ؛ منظور از « عاكف » كسى است كه در آن سرزمين اقامت دارد و منظور از « بادى » كسى است كه از غير اهل مكه براى حج به مكه مىآيد . خداوند ما و شما را توفيق انجام اعمالى دهد كه موجب رضا و محبّت اوست والسلام .
شرح و تفسير ضرورت رسيدگى به نيازمندان و امور مربوط به حج
گرچه مخاطب در اين نامه « قثم بن عباس » فرماندار مكه است « 1 » ولى دستورات جامعى در آن داده شده كه قسمت عمدهء آن شامل حال همهء مديران در سطوح مختلف اجتماعى مىشود و سزاوار است همه گوش جان به آن بسپارند و آنها را به كار بندند .
در بخش اوّل اين نامه چند دستور مهم به او مىدهد . نخست مىفرمايد : « اما بعد ( از حمد و ثناى الهى ) مراسم حج ( و زيارت خانهء خدا را به نحو احسن ) براى مردم برپا دار » ؛
( أَمَّا بَعْدُ ، فَأَقِمْ لِلنَّاسِ الْحَجَّ )
. مىدانيم مراسم حج اگر با مديريت صحيح انجام شود هم بجا آورندگان حج خاطرهء خوبى از اين عبادت پرفيض مىبرند و هم آثار و بركاتى براى همهء مسلمانان دارد ، زيرا اين برنامه همانگونه كه در روايات فلسفهء احكام آمده است ، براى تقويت پايههاى آيين اسلام است :
« وَالْحَجَّ تَقْوِيَةً لِلدِّينِ »
. « 2 »
هامش
( 1 ) . دربارهء شخصيت « قثم بن عباس » در ذيل نامهء 33 بحثهايى مطرح كردهايم و در پايان شرح اين نامه نيزمطالب ديگرى خواهيم گفت
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 6 ، ص 110