آرى نتيجهء اين لجاجت و پافشارى بر مخالفت ، روشن شدن آتش جنگ بىسابقهاى در اسلام بود كه خون دهها هزار نفر از مسلمانان در آن ريخته شد و در واقع فداى هوسهاى معاويه و يارانش شدند .
آنگاه امام در ادامهء اين سخن مىفرمايد : « هنگامى كه جنگ ، دندانش را در بدن ما و آنها فرو برد و چنگالهايش را در وجود ما و آنها وارد كرد ، به آنچه ما آنها را بهسوى آن دعوت كرده بوديم پاسخ مثبت دادند ( كه جنگ را رها كنيم و به گفتوگو بنشينيم ) ما نيز درخواست آنها را پذيرفتيم و به سوى آنچه از ما طلب كردند شتافتيم » ؛
( فَلَمَّا ضَرَّسَتْنَا « 1 » وَإِيَّاهُمْ ، وَوَضَعَتْ مَخَالِبَهَا « 2 » فِينَا وَفِيهِمْ ، أَجَابُوا
عِنْدَ ذَلِكَ إِلَى الَّذِي دَعَوْنَاهُمْ إِلَيْهِ ، فَأَجَبْنَاهُمْ إِلَى مَا دَعَوْا ، وَسَارَعْنَاهُمْ إِلَى مَا طَلَبُوا )
. اين سخن اشاره به زمانى است كه آنها از جنگ خسته شدند و فريبهاى معاويه براى آنها آشكار شد و قرآنها را بر سر نيزهها كردند و از ما خواستند دست از جنگ برداريم و به حكم قرآن روى آوريم .
سپس مىافزايد : « ( اين وضع ادامه داشت ) تا اينكه حجت بر آنها روشن شد و عذرشان ( براى جنگ كه همان مطالبهء خون عثمان بود ) قطع گرديد ( و پايان يافت ) » ؛
( حَتَّى اسْتَبَانَتْ عَلَيْهِمُ الْحُجَّةُ ، وَانْقَطَعَتْ مِنْهُمُ الْمَعْذِرَةُ )
. نكتهء مهم اين است كه معاويه و اطرافيان و حاميانش براى حفظ منافع نامشروع خود در شام تبليغات زيادى بر ضد على عليه السلام و يارانش انجام داده بودند كه آنها اهل نماز نيستند و براى قرآن احترامى نمىبينند و قاتلان اصلى عثمان را در ميان خود حفظ كردهاند و هدفشان پايمال كردن خون عثمان است . باطل
هامش
( 1 ) . « ضَرَّسَ » از ريشهء « ضَرْس » بر وزن « ترس » به معناى گزيدن با دندان است و هنگامى كه به باب تفعيلمىرود به معناى شدت گزيدن با دندان است و در اينجا كنايه از آثار زيانبار جنگ است
( 2 ) . « مَخالِب » جمع « مِخْلَب » بر وزن « منبر » به معناى چنگال است