رسانيم ) » ؛
( فَقُلْنَا : تَعَالَوْا نُدَاوِمَا لَايُدْرَكُ الْيَوْمَ بِإِطْفَاءِ النَّائِرَةِ « 1 » ، وَتَسْكِينِ الْعَامَّةِ
حَتَّى يَشْتَدَّ الْأَمْرُ وَيَسْتَجْمِعَ ، فَنَقْوَى عَلَى وَضْعِ الْحَقِّ مَوَاضِعَهُ )
. اين يك سخن كلامى بسيار منطقى و منصفانه است و مضمون آن اين است كه به هنگام اختلاف و درگيرى مسلمانان با يكديگر ، احقاق حقوق ناممكن است . شما ( معاويه و شاميان ) از يكسو بيعت مرا نپذيرفتيد و شكاف در صفوف مسلمانان ايجاد كرديد ، از سوى ديگر از من مىخواهيد قاتلان عثمان را مجازات كنم . اگر حكومت من را مىپذيريد چرا در آن داخل نمىشويد و اگر قبول نداريد چگونه چنين كارى را از من انتظار داريد ؟
اضافه بر اين ، مسألهاى مثل مجازات قاتلان عثمان كه در واقع طيف وسيع و گستردهاى بودند در صورتى امكان پذير است كه حكومت اسلامى كاملًا مقتدر و نيرومند باشد و اين كار در حالى كه در برابر ما اسلحه كشيدهايد و آمادهء پيكار هستيد امكان ندارد .
مسألهء شورش بر ضد عثمان و قتل او بر خلاف آنچه بعضى مىپندارند مسألهاى بسيار ريشهدار بود و جمعى از صحابه و گروههاى محروم اجتماع با تمام قدرت در آن شركت داشتند .
شاهد اين سخن مطلبى است كه « دينورى » در اخبارالطوال نقل كرده است كه معاويه نامهاى شيطنت آميز براى تشويق مردم به جنگ صفين نوشت و آن را با ابومسلم خولانى كه به اصطلاح از عابدان اهل شام بود به امام فرستاد . مضمون نامه اين بود كه اگر قاتلان عثمان را به ما بسپارى و آنها را به قتل برسانيم حتماً با تو بيعت مىكنيم در غير اين صورت نزد ما چيزى جز شمشير نخواهى داشت و به خدا سوگند قاتلان عثمان را در دريا و صحرا تعقيب مىكنيم تا آنها را به قتل
هامش
( 1 ) . « نائِرَة » از ريشهء « نور » بر وزن « فور » به معناى كينه و عداوت است و گاه به شعلهاى كه ناشى از كينهو عداوت است نيز اطلاق مىشود