آنها راحت شد و امروز چيزى به عنوان دودمان بنىاميّه باقى نمانده ، جز قبر متروك مفلوكى از معاويه كه در گوشهاى از شام باقى مانده و كسى به سراغ آن نمىرود و عبرتى است براى همهء انسانها .
آنچه امام عليه السلام در اينجا فرموده شبيه چيزى است كه در قرآن مجيد دربارهء اقوام ستمگر پيشين آمده كه مىفرمايد : « « فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذينَ ظَلَمُوا وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ » ؛ و ( به اين ترتيب ) ، ريشهء گروهى كه ستم كرده بودند قطع شد و ستايش مخصوص خداوند پروردگار جهانيان است » . « 1 »
و از آنجا كه امام براى باز داشتن معاويه از تمام وسيلهها استفاده مىكند ، در پايان او را به جنگ كوبندهاى تهديد كرده مىفرمايد : « من براى تو به خدا سوگند ياد مىكنم ؛ سوگندى كه تخلّف ندارد كه اگر مقدرات فراگير ، ( الهى ) من و تو را به سوى پيكار با يكديگر كشاند ، آنقدر در برابر تو ايستادگى خواهم كرد تا خداوند ميان ما حكم فرمايد و او بهترين حاكمان است ( و بدان آيندهء شومى در انتظار توست ) » ؛
( فَإِنِّي أُولِي « 2 » لَكَ بِاللَّهِ أَلِيَّةً « 3 » غَيْرَ فَاجِرَةٍ ، لَئِنْ جَمَعَتْنِي وَإِيَّاكَ جَوَامِعُ
الْأَقْدَارِ لَاأَزَالُ بِبَاحَتِكَ « 4 » حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنا وَهُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ )
. معاويه و يارانش قدرت امام را در جنگها به خاطر داشتند و جدى بودن تهديدها و قسمهايش را مىدانستند ، لذا اين تهديد به يقين مىتوانست عاملى بازدارنده ، لا اقل در مرحلهاى از زمان باشد .
به هر حال از آنجا كه معاويه عنصرى پيچيده و داراى حالات و افكار مختلفى
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 45
( 2 ) . « أُولِى » از ريشهء « ايلاء » به معناى قسم خوردن است و در اصل « إئلاء » با دو همزه بوده كه همزهء دومتبديل به ياء شده است . « أولِى » متكلم وحده است يعنى سوگند مىخورم
( 3 ) . « ألِيَّة » اسم مصدر و به معناى سوگند است
( 4 ) . « باحَة » از ريشهء « بَوْح » بر وزن « قوم » به معناى ظهور و آشكار شدن است و از آنجا كه فضاهاى وسيع مانند فضاى حياط خانه و يا ميدانهاى مختلف ، محلى است كه افراد در آن ظاهر و آشكار مىشوند ، « باحة » به معناى ميدان و فضاى باز بهكار رفته است