اسلامى زندگى مىكنند ( و در برابر حفظ جان و مالشان به حكومت اسلامى مالياتى مىپردازند ) .
و گروهى از مسلمانان ( زمينهاى خراجى را كشاورزى مىكنند و خراج آن را مىپردازند ) .
جمع ديگرى تاجران و صنعتگراناند .
گروه ديگر طبقهء پايين اجتماع از نيازمندان و محرومان ( و از كارافتادگان و پيران ناتوان و كهنسال هستند كه قادر بر انجام هيچ كارى نيستند ) . خداوند براى هركدام از اين گروهها سهمى مقرر داشته و در كتاب خود يا سنّت پيغمبر صلى الله عليه و آله وظيفهء جداگانهاى تعيين كرده كه به صورت عهدى از سوى او در نزد ما محفوظ است .
شرح و تفسير اقشار مختلف اجتماعى
امام عليه السلام در اين بخش از عهدنامهء خود به يكى از مهمترين بحثهاى سياسى و اجتماعى مىپردازد و مردمى را كه در يك جامعه زندگى مىكنند به هفت طبقه يا هفت قشر و جمعيت و گروه تقسيم مىفرمايد . پيش از ذكر اين اقسام شايسته است به اين نكته كه بعضى از شارحان نهجالبلاغه به آن اشاره كردهاند اشاره شود كه انسان بهطور طبيعى اجتماعى آفريده شده ( مدنى بالطبع ) زيرا از يكسو نيازهاى بشر بهقدرى متنوع و زياد است كه هيچ كس به تنهايى نمىتواند از عهدهء تأمين آنها برآيد . افزون بر اين هيچ انسانى قانع به زندگى يكنواخت نيست ، بلكه جامعهء بشرى دائما به سوى تحول و تكامل پيش مىرود و اين پيشرفت ، تنوع نيازهاى او را افزونتر مىكند و براى حل مشكلات هيچ راه عاقلانهاى وجود ندارد جز اينكه هر گروه به تأمين بخشى از اين نيازها بپردازند