مختلف بر آن گواهى مىدهد .
2 . نويسندهء معروف مسيحى جورج جرداق در كتاب خود به نام الامام على صوت العدالة الانسانية مىنويسد : بسيار مشكل است كه انسان اختلافى در ميان اين عهدنامه و اعلاميّهء جهانى حقوق بشر بيابد ، بلكه تمام نكات اساسى موجود در اين اعلاميه در عهدنامهء امام عليه السلام ديده مىشود . اضافه بر اين در عهدنامهء امام چيزى است كه در اعلاميه جهانى حقوق بشر نيست و آن عواطف عميق انسانى است كه بر تمام اين نامه سايه افكنده است . « 1 »
بايد توجّه داشت كه اعلاميهء جهانى حقوق بشر بيش از هزار و سيصد سال بعد از اين عهدنامه ، آن هم به كمك گروهى از متفكران از سراسر جهان تدوين شده ولى در عين حال هنوز نقايصى دارد و نقيصهء مهم آن خالى بودن از مسائل معنوى و ارزشهاى والاى انسانى است .
3 . براى پى بردن به اهمّيّت اين نامه لازم است اشارهاى به موقعيّت محل مأموريت مالك اشتر ؛ يعنى سرزمين مصر داشته باشيم .
مورخان تقريباً اتفاق دارند كه خاستگاه تمدن بشرى ، منطقهء مشرقزمين و از جمله سرزمين مصر بوده است كه در چندين هزار سال قبل ، پيش از آنكه ديگر نقاط وارد تمدن شوند آنها پايههاى تمدن بشرى را گذاردند تا آنجا كه « ويل دورانت » اين منطقه را گهوارهء تمدن بشرى نام مىگذارد و در واقع چنين است و به همين دليل پيامبران بزرگ الهى كه پايهگذاران تمدن مادى و معنوى بودهاند نيز همگى از اين منطقه برخاستند سپس پيام دعوت آنها به ديگر نقاط عالم منتقل شد .
مورخ مزبور در جلد اوّل تاريخ تمدّن معروف خود دهها صفحه دربارهء تمدن مصر باستان سخن مىگويد . آثار مهمى كه از آن زمان باقى مانده و هزاران سال
هامش
( 1 ) . مصادر نهجالبلاغه ، ج 3 ، ص 425 .