انتخاب شده بود مخاطب ساخته و در تعبيراتى سرزنشآلود مىفرمايد : « اما پس ( از حمد و ثناى الهى ) اى پسر حنيف ! به من گزارش دادهاند كه مردى از جوانان ( ثروتمند و اشرافى ) اهل بصره تو را به سفرهء رنگين ميهمانى خود فراخوانده و تو نيز ( دعوتش را پذيرفتهاى و ) به سرعت به سوى آن شتافتهاى در حالى كه غذاهاى رنگارنگ و ظرفهاى بزرگ طعام يكى از پس از ديگرى پيش روى تو ( به وسيلهء خادمانش ) قرار داده مىشد » ؛
( أَمَّا بَعْدُ ، يَا ابْنَ حُنَيْفٍ : فَقَدْ بَلَغَنِي أَنَّ رَجُلًا مِنْ فِتْيَةِ أَهْلِ الْبَصْرَةِ دَعَاكَ إِلَى مَأْدُبَةٍ فَأَسْرَعْتَ إِلَيْهَا تُسْتَطَابُ لَكَ « 1 » الْأَلْوَانُ ، وَتُنْقَلُ
إِلَيْكَ الْجِفَانُ ! ) .
« فِتْيَة »
جمع فتى در اصل به معناى جوان نوخواسته و شاداب است و گاهى به افراد صاحب سن و سالى كه داراى زندگى پرنشاطى هستند نيز اطلاق مىشود و در اينجا به معناى اشراف است .
« مَأْدُبَة »
از ريشهء « ادب » به معناى دعوتهاى رسمى و قابل توجّه است كه در آن آداب رعايت مىشود .
« جِفَان »
جمع جَفْنة ( بر وزن وزنه ) به معناى ظرفهاى بزرگ غذاخورى است . اين تعبير نشان مىدهد كه مجلس مورد نظر در اين نامه مجلس گستردهاى بوده كه گروهى از اشراف در آن دعوت داشتند و انواع غذاها بر سر سفره آماده بوده است .
آنگاه امام عليه السلام مىافزايد : « من گمان نمىكردم تو دعوت جمعيتى را قبول كنى كه نيازمندشان ( از نشستن بر سر آن سفره ) ممنوع باشد و ( تنها ) ثروتمندشان دعوت شود » ؛
( وَمَا ظَنَنْتُ أَنَّكَ تُجِيبُ إِلَى طَعَامِ قَوْمٍ ، عَائِلُهُمْ « 2 » مَجْفُوٌّ « 3 » ، وَغَنِيُّهُمْ
مَدْعُوٌّ ) .
هامش
( 1 ) . جملهء « تُسْتَطَابُ لَكَ » به اين معناست كه انواع خوب ( از غذاهاى رنگارنگ ) براى تو طلب مىشود . از ريشهء « طيب » به معناى خوب و پاكيزه و لذيذ گرفته شده است .
( 2 ) . « عائل » به معناى عائلهدار نيازمند است .
( 3 ) . « مَجفوّ » به معناى محروم است و كسى كه در حق او جفا شده است .