بست ، او احاديثى را از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت مىكند . « 1 »
عمر بن ابىسلمه در جنگ جمل در خدمت على عليه السلام بود ، مادرش او را تشويق به اين كار كرد و نامهاى براى اميرمؤمنان على عليه السلام نوشت و به دست او داد كه در آن نامه آمده است : اگر جهاد از زنان برداشته نشده بود من مىآمدم و در پيش روى تو با دشمنانت مىجنگيدم ؛ ولى فرزندم را به جاى خودم فرستادم .
سپس اميرمؤمنان على عليه السلام او را به عنوان فرماندار و نمايندهء خود به حكومت بحرين و فارس مأموريت داد . براى افتخار او همين بس كه در آغوش پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پرورش يافت و در خدمت على عليه السلام بود . « 2 »
در بعضى از روايات آمده است كه عمر بن ابى سلمه از كسانى است كه روايت مربوط به امامت ائمهء اثنى عشر را از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل كرده است . « 3 »
امّا نعمان بن عجلان از صحابهء پيامبر صلى الله عليه و آله و از بزرگان انصار بود و سخنگو و شاعر آنها محسوب مىشد . از جملهء اشعار او ، شعر بلندى است كه در روز سقيفه سرود و بعد از آنكه يارى انصار را در ميدانهاى مختلف نسبت به اسلام و پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله برشمرد ، اشعارش را با اين دو بيت در حمايت از على عليه السلام پايان داد :
وَكانَ هَوانا في عَليّ وَإنَّهُ * لَأَهْلٌ لَها مِنْ حَيْثُ تَدْري وَلا تَدْري
وَصيُّ النَّبيِّ الْمُصْطَفى وَابْنُ عَمِّهِ * وَقاتِلُ فُرْسانِ الضَّلالَةِ وَالْكُفْرِ
« ما على را مىخواستيم و او شايستهء خلافت بود اى عمر از آنجا كه اطّلاع نداشتى .
او وصى پيغمبر برگزيدهء خداست و پسر عم اوست ، او با سواران ضلالت و كفر پيكار كرد و آنها را از ميان برد » .
هامش
( 1 ) . استيعاب ، شمارهء 1882 ، شرح حال عمر بن ابىسلمه .
( 2 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 16 ، ص 173 .
( 3 ) . عيون الاخبار ، ج 1 ، ص 38 ، ح 8 .