برگرفتم » ؛
( أَمَّا بَعْدُ ، فَإِنِّي قَدْ وَلَّيْتُ النُّعْمَانَ بْنَ عَجْلَانَ ، الزُّرَقِيَّ عَلَى الْبَحْرَيْنِ ، وَنَزَعْتُ يَدَكَ ) .
ولى از آنجا كه عمر بن ابى سلمه ، مرد پاكنهاد و مخلص و مدير و مدبر بود و ممكن بود اين تغيير مأموريت خاطر او را مكدر كند ، امام عليه السلام با هشت جملهء كوتاه و پرمعنا به او اطمينان داد كه مطلقا خطايى از او سر نزده و نگرانى دربارهء او وجود نداشته است .
فرمود : « بى آنكه تو را مذمت كنم و يا ملامتى بر تو باشد ، چرا كه تو زمامدارى و مأموريت خود را به نيكويى انجام دادى و حق امانت را ادا نمودى ، بنابراين به سوى ما بيا بى آنكه مورد سوء ظن يا ملامت باشى و نه متهم و نه گناهكار » ؛
( بِلَا ذَمٍّ لَكَ ، وَلَا تَثْرِيبٍ « 1 » عَلَيْكَ ، فَلَقَدْ أَحْسَنْتَ الْوِلَايَةَ ، وَأَدَّيْتَ الْأَمَانَةَ فَأَقْبِلْ غَيْرَ ظَنِينٍ « 2 » ،
وَلَا مَلُومٍ ، وَلَا مُتَّهَمٍ ، وَلَا مَأْثُومٍ « 3 » ) .
امام در اين تعبيرات كاملًا به او اطمينان مىدهد كه اين تغيير مأموريت نه تنها بهعلت كوتاهى او در انجام وظيفه نبوده ، بلكه به سبب اين بوده است كه مىخواهد ماموريت مهمترى را بر دوش او بگذارد .
سپس به شرح اين مأموريت پرداخته مىفرمايد : « من تصميم گرفتم به سوى ستمگران اهل شام ( و براى مبارزهء با معاويه و هوادارانش ) حركت كنم و دوست دارم تو با من باشى ، زيرا تو از كسانى هستى كه من در جهاد با دشمن و برپا
هامش
( 1 ) . « تَثْريب » از ريشهء « ثَرْب » بر وزن « سرو » در اصل به پوستهء نازكى از پيه مىگويند كه گاهى روى معده ورودهها را مىپوشاند و هنگامى كه به باب تفعيل مىرود ( تثريب ) به معناى كنار زدن آن پوسته است سپس به معناى سرزنش و توبيخ و ملامت به كار رفته ، گويى با اين كار پردهء گناه از چهرهء طرف كنار زده مىشود .
( 2 ) . « ظَنين » به معناى متهم است از ريشهء « ظنة » به معناى تهمت گرفته شده . فرق آن با متهم كه در عبارت آمده ، ممكن است اين باشد كه سوء ظن به متّهم از ظنين بيشتر است و در جايى گفته مىشود كه قراينى بر اتهام كسى وجود داشته باشد .
( 3 ) . « مَأثُوم » به معناى كسى است كه گناهى براى او ذكر مىكنند ؛ ولى « آثم » به معناى شخص گنهكار است و هر دو از ريشهء « اثم » بر وزن « اسم » به معناى گناه گرفته شدهاند .