جستجوى آن برمىخيزى ( و بايد برخيزى ) و نوع ديگرى آن كه به سراغ تو خواهد آمد حتى اگر به دنبالش نروى خود به دنبال تو مىآيد . چه زشت است خضوع ( در برابر ديگران ) به هنگام نياز و جفا و خشونت به هنگام بىنيازى و توانگرى ، تنها از دنيا آنقدر مال تو خواهد بود كه با آن سراى آخرتت را اصلاح كنى و اگر قرار است براى چيزى كه از دست رفته ناراحت شوى و بىتابى كنى پس براى هر چيزى كه به تو نرسيده نيز ناراحت باش .
با آنچه در گذشته واقع شده ، نسبت به آنچه واقع نشده استدلال كن ؛ زيرا امور جهان شبيه به يكديگرند . از كسانى مباش كه پند و اندرز به آنها سودى نمىبخشد مگر آن زمان كه در ملامت او اصرار ورزى ؛ چرا كه عاقلان با اندرز و آداب پند مىگيرند ؛ ولى چهارپايان جز با زدن اندرز نمىگيرند . هجوم اندوه و غمها را با نيروى صبر و حسن يقين از خود دور ساز . كسى كه ميانهروى را ترك كند از راه حق منحرف مىشود . ( و بدان ) يار و همنشين ( خوب ) همچون خويشاوند انسان است .
دوست آن است كه در غياب انسان ، حق دوستى را ادا كند . هواپرستى شريك و همتاى نابينايى است . چه بسا دور افتادگانى كه از خويشاوندان نزديكتر و خويشاوندانى كه از هركس دورترند . غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد .
آن كس كه از حق تجاوز كند در تنگنا قرار مىگيرد . و آن كس كه به ارزش و قدر خود اكتفا نمايد موقعيتش پايدارتر خواهد بود . مطمئنترين وسيلهاى كه مىتوانى به آن چنگ زنى آن است كه ميان تو و خدايت رابطهاى برقرار سازى .
كسى كه به ( كار و حق ) تو اهمّيّت نمىدهد در واقع دشمن توست . گاه نوميدى نوعى رسيدن به مقصد است ، در آنجا كه طمع موجب هلاكت مىشود . چنان نيست كه هر عيب پنهانى آشكار شود . و نه هر فرصتها مورد استفاده قرار گيرد .
گاه مىشود كه شخص بينا به خطا مىرود و نابينا به مقصد مىرسد . بدى را به
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 664
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٦٤