اصلاح نمىشود ، لذا امر دين آنها را با آن اصلاح مىكنم و آنان را به وسيلهء آن مىآزمايم » . « 1 »
در طول تاريخ و حتى در زمان صحابهء پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمهء هدى عليهم السلام نيز نمونههاى روشنى از آن ديده شده كه بعضى از افراد كم ظرفيت پيوسته از خدا به وسيلهء پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله يا امامان معصوم عليهم السلام تقاضاى وسعت روزى مىكردند و بعد از اصرار كه در حق آنها دعا شد وسعت روزى به طغيان و سركشى آنها انجاميد و حتى بعضى از آنان تعبيراتى گفتند كه بوى ارتداد مىداد ، همان گونه كه در داستان معروف ثعلبة بن حاطب انصارى آمده است كه پيوسته از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله تقاضاى دعا براى مال فراوان مىنمود . پيغمبر صلى الله عليه و آله كه وضع حال و آيندهء او را مىدانست به او فرمود : « قَلِيلٌ تُؤَدِّي شُكْرَهُ خَيْرٌ مِنْ كَثِيرٍ لَا تُطِيقُه ؛ مقدار كمى كه شكرش را بتوانى ادا كنى بهتر از مقدار زيادى است كه توانايى اداى حقش را نداشته باشى » آيا بهتر نيست به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله تأسى جويى و به زندگى سادهاى بسازى ؟ اما ثعلبه دست بردار نبود . سرانجام پيامبر صلى الله عليه و آله در حق او دعا كرد و ثروت كلانى به ارث از جايى كه اميدش را نداشت رسيد ؛ گوسفندانى خريد كه زاد و ولد فراوانى كردند آنچنان كه نگاهدارى آنها در مدينه ممكن نبود . ناچار به باديههاى اطراف مدينه روى آورد و آنچنان سرگرم زندگى مادى شد كه بر خلاف رويهء او كه در تمام نمازهاى پيغمبر صلى الله عليه و آله شركت مىكرد ، نماز جماعت و حتى نماز جمعه را نيز ترك كرد .
پس از مدتى كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مأمور جمعآورى زكات را نزد او فرستاد تا زكات اموالش را بدهد او از پرداخت خوددارى كرد و به اصل تشريع زكات اعتراض نمود و گفت : اين چيزى مثل جزيهاى است كه از اهل كتاب گرفته مىشود ، ما مسلمان شدهايم كه از پرداخت جزيه معاف باشيم . هنگامى كه اين
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 60 ، ح 4 .