خود براى من تعريف كن . گفت : جملهاى مىگويم كه درس عبرتى است براى هر كس كه آمادهء گرفتن عبرت است ؛ فراموش نمىكنم ( در عصر قدرت فرزندم جعفر ) در يكى از همين روزهاى عيد قربان چهار صد كنيز داشتم با اين حال فكر مىكردم فرزندم جعفر حق مرا ادا نكرده ؛ ولى امروز نزد شما آمدهام تقاضاى پوست دو گوسفند قربانى دارم كه يكى را زير انداز و ديگرى را روى انداز خود كنم . « 1 »
به گفتهء شيخ بهايى :
چشم عبرت بين چرا در قصر شاهان ننگرد * تا چه سان از حادثات دور گردون شد خراب
پرده دارى مىكند بر طاق كسرى عنكبوت * جغد نوبت مىزند بر قلعهء افراسياب
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء تسترى ، ج 8 ، ص 333 و مرحوم محدث قمى نيز در تتمة المنتهى ، ص 248 اين داستان را نقل كرده است .